تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
شرح
( 1 ) - حارث بن كلدة : او را پزشك عرب مىنامند ، در حدود سال 13 ه درگذشت : از قبيله ثقيف و از اهل طائف بوده : وى بسرزمين پارس شتافت ، و علم پزشكى را در دانشگاه جنديشاپور فراگرفت ، و چندگاهى در پارس طبابت كرد ، آنگاه به وطن خود بازگشت . ترجمهء احوال او در : الطبقات ص 47 ، الاخبار 162 - 161 ، العيون 1 : 106 - 113 ، مختصر الدول 157 - 156 ، الاصابة ابن حجر 288 ، و الاستيعاب ابن عبد البر در حاشيه الاصابة . ( 2 ) - نام حارث در الاخبار ، چنين آمده : « الحارث بن كلدة بن عمرو بن علاج الثقفى » و در كتاب : « تهذيب التهذيب » ج - 10 ص 469 در ذيل ترجمه احوال : « ابو بكرة نفيع الثقفى » - كه بردء حارث بن كلدة بوده و او را بقانون - جاهليت عرب بنسب خويش الحاق نموده بود - و نيز در كتاب ( الاصابة ) و ( الاستيعاب ) ترجمه احوال او مذكور است . ( 3 ) - در اصل عربى حارث در پاسخ معاوية كه از او پرسيده است : طب چيست ؟ مىگويد : « الازم » و ازم در لغت عرب بمعنى پرهيز از خوردن چيزهاى ناسازگار و خويشتن‌دارى از بسيار خوردن و پرخورى و شكم‌بارگى است . و در اخبار الحكماى قفطى ص 162 نيز مىگويد : اين گفتگو ميانه حارث و - معاويه رخ داده است ، اما ابن اصيبعه ج - 1 - ص 110 نقلا از ابن جلجل مىنويسد : پرسش‌كننده على بن ابى طالب عليه السلام بوده است نه معاويه ( ؟ ) و نيز ابن اصيبعه در همين صفحه از كتاب خود گفتگوى حارث بن كلدة و خسرو انوشيروان شاهنشاه پارس را روايت كرده مىگويد : « خسرو انوشيروان از حارث پرسيد : بنياد پزشكى بر چيست ؟ حارث پاسخ گفت : پرهيز و خويشتن‌دارى از شكم‌بارگى ، خسرو انوشيروان گفت : پرهيز و خويشتن‌دارى از شكم‌بارگى چيست ؟ حاث گفت : نگاهدارى دو لب ، و آرام به كار بردن دو دست ، خسرو انوشيروان گفت : آفرين » ابن ابى اصيبعه در پايان ترجمه احوال حارث بن كلدة مىگويد : از جمله تأليفات حارث بن كلدة « كتاب گفتگوهاى پزشكى حارث با خسرو انوشيروان » مىباشد . ( 4 ) - اين حديث را كه مؤلف آورده مفهوم آن آشفته و پريشان است ابن اصيبعه و قفطى در ضمن مطالب منقوله از ابن جلجل اين روايت را ذكر نكرده‌اند ، شايد آشفتگى آن را دريافته و از ذكر آن خوددارى نموده‌اند و ابن قيم الجوزيه در كتاب : « الطب النبوى » ص 89 اين حديث را روايت كرده و اين است نص آن حديث : « ذكر مالك فى موطئه عن زيد بن اسلم ان رجلا فى زمن رسول اللّه صلى إله عليه و سلم جرح فاحتقن الدم ، و ان الرجل دعا رجلين من بنى انمار فنظرا اليه ، فزعم ( در موطاء مالك : فزعما ) ان رسول اللّه صلى إله عليه و سلم قال لهما : أيكما أطب ؟ فقال ( فى موطاء مالك : فقالا ) او فى الطب خير يا رسول اللّه ؟ فقال ( فى موطاء مالك : فزعم زيد : ان رسول اللّه صلى إله عليه و سلم قال : انزل الدواء الذى انزل الداء ( فى موطأ مالك : الادواء ) بكتاب موطا مالك