منازعه و زد و خورد با او يا ايشان مىگشتند ، و بر يكديگر حسد مىبردند ، و تجارت و كسب و صناعت تعطيل مىگشت و هيچ كس به كار و كوشش نمىپرداخت ، و چون چنين شود مالى كه با كوشش فردى پيدا شده همه در اخذ آن همسان و مساويند ( و اين پيداست كه نادرست است ) . »
اما سرقت از بدترين محرّمات است به جهت خوردن مال مردم به غير حق . پس سارق ، مال غير را كه عمرى در تحصيل آن تمام كرده است مىگيرد و فقر و فاقه را براى او به جا مىگذارد و به آنچه كه از او سرقت كرده متنعّم است ، و اين از بدترين نوع ظلم است و شارع مقدس عقوبت سارق را قطع دست قرار داده است چنان كه خداى متعال مىفرمايد :
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا
« 1 » .
در سرقتى كه موجب قطع دست سارق مىشود شروطى است كه فقها آن را بيان كردهاند ، هرگاه آن شرايط پيدا شد دست سارق قطع مىشود .
( 1 )
قطع دست راست سارق :
امام رضا عليه السلام فرمود :
« و علت بريدن انگشتان دست راست در دزدى بدان جهت است كه دزد با دست راست مباشر اين عمل بوده و دست در بدن انسان منفعتش از ساير اعضا بيشتر و بهتر است ، پس بريدن آن موجب تنبّه و عبرت است افراد جامعه را كه بترسند و بدين كار دست نيالايند ، و عمده اينكه بيشتر با دست راست دزدى مىشود ، و خداوند غضب اموال و تصرف آن را بدون مجوّز شرعى حرام فرموده است ، براى آنكه انواع فساد بر آن مترتّب مىشود ، و فساد حرام است زيرا موجب فنا و نابودى و ديگر مفاسد است . »
هامش
( 1 ) مائده / 38 .