رنج مردم شريك مىدانست و نسبت به ضعفا محبت نشان مىداد و با بدبختان مهربان بود و با فراوانى علم او و احاطه به آنچه كه جامعه در همهء امور به آن احتياج داشت و بازگشت او به سوى خداى متعال در توجه و تقواى او و غير آن از اخلاق عاليهاى كه فكر دربارهء آن حيران است و امتداد ذاتى به اخلاق جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود كه زندگى را دگرگون كرد و به تمام تخلفات و انحرافات در دنياى عرب و اسلام خاتمه داد .
( 1 ) مردم اخلاق ويژهء علوى را در امام رضا عليه السلام ممثّل مىديدند ، بنا بر اين او را دوست داشتند و به امامت او معتقد بودند ، در حالى كه مأمون و ساير حكام بنى عباس متّصف به ضدّ صفات امام بودند زيرا از زمان عهدهدار شدن امر خلافت ، كار پسنديده يا فضيلتى كه بتوان به آنها نسبت داد از آنان سر نزد . به عبارت ديگر آنها دنبال اميال و خوشگذرانيهاى خود بودند و ميليونها درهم از اموال مسلمين را خرج شبهاى سرخ مىكردند . خدا رحمت كند ابو فراس حمدانى شاعر معترض در برابر ظلم و جور بنى عباس را كه در اشعار شگفتانگيز و جاويد خود مقايسهاى بين زندگى علويان و زندگى پر از گناه و منكرات عباسيان كرده است و مىگويد :
تمسى التلاوة فى ابياتهم سحرا * و فى بيوتكم الاوتار و النّغم
اذا تلوا آية غنى امامكم : * « قف بالدّيار الّتى لم يعفها قدم »
منكم علية ام منهم و كان لكم * شيخ المغنين ابراهيم ام لهم ؟
ما فى بيوتهم للخمر معتصر * و لا بيوتهم للشّرّ معتصم
و لا تبيت لهم خنثى تنادمهم * و لا يرى لهم قرد له حشم
الرّكن و البيت و الاستار منزلهم * و زمزم و الصّفا و الحجر و الحرم
شامگاهان و صبحگاهان در خانههاى آنان ( علويان ) قرآن خوانده مىشود در حالى كه در خانههاى شما ( عباسيان ) ساز و آواز است .