مخافة ان يجرى ببالى ذكره * فينبذه قلبى الى ملتوى الحشى
فيوشك من لم يفش سرّا و جال فى * خواطره ان لا يطيق له حبسا
مرا رسم بر اين است كه سرّ ديگرى را فراموش كنم تا مبادا شايع گردد ، پس از اينكه از كسى سرّى دارى آن را به فراموشى بسپار ، نتيجتا آن سرّ محفوظ خواهد ماند .
اين به فراموشى سپردن براى آن است كه مبادا آن سرّ به ياد من آيد و دلم آن را به اطراف بپراكند .
و خيلى قريب و شدنى است كه شخصى سرّى را فاش ننموده و در خاطره و ذهنش مرتب مىگذرد و او را بىطاقت مىكند و نمىتواند آن را بپوشاند و بىاختيار آن را فاش مىسازد . « 1 »
در نتيجه مأمون اشعار جالبى را كه امام متذكر شد تحسين كرد .
( 1 )
نامهء امام به فرزندش امام جواد ( ع )
امام رضا عليه السلام از خراسان به فرزندش امام جواد عليه السلام اين نامه را نوشت كه بعد از بسم اللّه ، در آن آمده است :
« فدايت شوم ، من شنيدم كه وقتى سوار مىشوى خادمان ، تو را از در كوچك باغ بيرون مىبرند ، و اين از روى بخل است كه از تو به كسى خيرى نرسد ، پس تو را به حق خودم بر تو سوگند مىدهم كه مدخل و مخرجت جز از در بزرگ نباشد . و وقتى ان شاء اللّه سوار شدى بايد با خودت طلا و نقره بردارى و كسى از تو چيزى را طلب نكند مگر اينكه بايد به او بدهى . اگر كسى از عموهايت سؤال كرد كمتر از پنجاه دينار به او نده و زيادتر از آن با تو است ،
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، صص 174 - 175 .