بود . كنيز مريض شد ، دعبل آن جامه را به او بست ، پس او خوب شد . « 1 »
و اما درهمهايى كه امام به او داده بود هر درهمى را به ده درهم فروخت به مردم قم ، پس سهم او يكصد هزار درهم گرديد . « 2 »
( 1 )
جايزهء امام به ابراهيم
امام عليه السلام ده هزار درهم از سكههايى كه اسم شريفش بر آنها ضرب شده بود به ابراهيم صولى داد و ابراهيم آن سكهها را نفروخت و نزد او ماند . « 3 »
بعضى از آنها را مصرف كرد و بقيه نزد او بود تا وفات يافت .
( 2 )
قصيدهء جاودانهء دعبل
قصيدهاى كه دعبل براى امام رضا عليه السلام سروده از ذخاير ادبيات عرب و از منابع ميراث اسلامى است . و اين قصيده مشهورترين قصيدهء دعبل خزاعى است و تأثير بليغى در جان امام داشت ، تا آنجا كه گريست و حتى سه بار غش كرد ، زيرا در آن مصيبتهاى دردناك و سختى كه بر اهل بيت پيامبر عليهم السلام گذشته بود تذكر داده شده است . دعبل اين قصيده را بر پارچهاى نوشته و با آن احرام بسته و وصيت كرده بود كه آن را در كفنش قرار دهند . « 4 »
و قصيدهء دعبل در آن زمان به طور وسيعى گسترش پيدا كرد و مأمون آن را شنيد و از دعبل خواست آن را براى او بخواند و به او گفت : به تو هيچ
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 12 ، ص 71 .
( 2 ) امالى سيّد مرتضى ، ج 1 ، ص 484 .
( 3 ) همان مأخذ .
( 4 ) معجم الادباء ، ج 4 ، ص 194 .