تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
( 1 ) و از بزرگترين مناقب او اين است كه نفس نبى صلّى اللّه عليه و آله بود ، كما اينكه آيهء مباهله بوضوح بر آن دلالت مىكند ، زيرا او از لحاظ ذوق و استعداد شبيه امتداد ذاتيّت شخصيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود كه نورش آفاق را روشن كرده است . چون امام على عليه السلام يك شخصيت عالى بود و موقعيت بزرگى داشت ، ابو بكر و عمر تا رأى او را نمىگرفتند كارى انجام نمىدادند ، و طبيعى است كه اين امر مربوط به احكام دينى بود . و در اين قسمت از نامهء مأمون است كه اگر كسى بود كه بعضى از فضايل امام على عليه السلام را داشت شايستهء به عهده گرفتن خلافت و امور مسلمين بود . اين است بعضى از آنچه كه مأمون در اين مقطع بيان كرده است ، و در فصل ديگرى از اين نامه مىگويد : « پس ما ( عباسيان ) و آنها ( امويان ) يكى هستيم آن گونه كه گمان كرديد ، تا خداى متعال كار خلافت را به ما واگذار كرد ، بنا بر اين ما آنها ( علويان ) را ترسانديم و بر آنها سخت گرفتيم و آنها را بيش از آنچه بنى اميه كشتند ، كشتيم . واى بر شما ! بنى اميه كشتند كسى را كه شمشير كشيده بود و ما بنى عباس جمعا كشتيم . پس بزرگ هاشميان البته خواهد پرسيد به چه گناهى آنها را كشتيد و سؤال خواهند كرد يقينا در بارهء افرادى كه آنها را در دجله و فرات انداختيد و كسانى را كه در بغداد و كوفه زنده زنده دفن كرديد . هيهات !
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
« 1 » . ( 2 ) اين قسمت از نامه به ما گزارشى از وضع حكام عباسى مىدهد از ظلم و ستمى كه نسبت به خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روا داشتند . منصور
هامش
( 1 ) زلزله / 7 و 8 .