ناديده گرفت و با كشتن فرزندان امام و شكنجهء آنان ، با آنها مقابله كرد و مرتكب جنايتى شدند كه امويان مرتكب نشدند . و ما در اين كتاب نمونههاى بسيارى از شكنجههايى را كه بر علويان وارد شده است توضيح داديم . و آنها مراعات اينها را كه فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و وديعهء او در بين امّت او هستند نكردند و در هر شرايطى اقدام به كشتن آنها نمودند .
و اين دو بيت را به مأمون نسبت مىدهند :
اذا المرجى سرك ان تراه * يموت لحينه من قبل موته
فجدد عنده ذكر على * و صلّ على النّبى و آل بيته
اگر مىخواهى كه مرجئى قبل از مرگش بميرد ، نزد او اسم على را ببر و صلوات بر محمد و آلش بفرست .
اين اشعار به وسيلهء ابراهيم بن مهدى معروف به « ابن شكله » پاسخ داده شده است :
اذا الشّيعى جمجم فى مقال * فسرك ان يبوح بذات نفسه
فصلّ على النّبى و صاحبيه * وزيريه و جاريه برمسه « 1 »
اگر شيعى چيزى گفت ، پس خواستى آن را آشكار كنى ، صلوات بر پيامبر و دو رفيق و وزير و همسايهء او و بر قبر او بفرست .
( 1 ) صولى تذكر داده است كه بر يكى از ستونهاى مسجد بصره نوشته شده بود : « رحم اللّه عليّا انّه كان تقيّا » ( خدا على را رحمت كند كه مرد پرهيز كارى بود ) . نزد اين ستون حفص ابو عمر خطّابى مىنشست و او يك چشم داشت و
هامش
( 1 ) مروج الذهب ، ج 3 ، ص 329 .