تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
باسم به قتل رسانده بود . بعلاوه او نسبت به بزرگان علوى كه سخت مورد عذاب و شكنجه قرار مىگرفتند و آنها را در هر جا مىيافتند مىكشتند بسيار ناراحت بود و مىديد كه هيچ گونه توجهى به مقام آنها و قرابتشان به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نمىشود در حالى كه پيغمبر به مردم سفارش كرده بود كه رفتارشان نسبت به آنها دوستانه باشد . ( 1 )

نامهء سفيان به هارون

اين كار خوبى است كه صحبتمان را دربارهء هارون الرشيد با نامهء ارزشمندى كه سفيان ثورى يا ( سفيان بن عينيه ) به هارون نوشته و كاشف بسيارى از مطالب جنبى زندگى اوست ، ادامه دهيم . سفيان در اين نامه از هارون درخواست كرده است كه به او بپيوندد و براى او دعا كند و با او مكاتبه نمايد . نامهء مزبور به شرح زير است : « از بنده‌اى كه بايد بميرد ، به كسى كه مغرور به اميد است و از شيرينى ايمان و لذت قرآن محروم . اما بعد : من اين نامه را به تو مىنويسم تا به اطلاعت برسانم كه من ريسمان تو را بريدم و دوستى تو را قطع كردم و اينكه تو مرا به عنوان شاهد عليه خودت انتخاب كردى به اقرار خودت در نامه‌ات ، زيرا تو به خزانهء بيت المال مسلمانان هجوم بردى و آن را در غير حق مصرف كردى ، با اين حال به آنچه كردى راضى نشدى . تو دور از منى وقتى مىنويسى به من كه شاهد عليه تو باشم . پس من شاهدم بر تو ، و من و همهء برادرانى كه در خواندن نامهء تو حضور دارند و به زودى براى تو فرداى قيامت نزد خداى حاكم عادل شهادت مىدهيم . اى هارون ، به بيت المال مسلمانان بدون رضايت آنها هجوم بردى . آيا به