تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
جلودى به خانهء امام رضا عليه السلام حمله كرد . پس امام ايستاد و همهء زنان علوى را گرد آورد از جمله دختران پيامبر خدا ( ص ) و خانواده‌اش را در يك اطاق ، سپس دم در خانه ايستاد . جلودى به امام گفت : راه فرارى نيست . من بايد وارد خانه شوم و لباس آنها را غارت كنم درست همان گونه كه هارون الرشيد دستور داده است . امام پاسخ داد : من جامه و جواهرات آنها را به تو مىدهم . من به خدا قسم مىخورم كه همهء چيزهايى را كه پوشيده‌اند بگيرم . امام به سخنان خود با جلودى ادامه داد تا او آرام گرفت ، سپس وارد خانه شد و جامه‌ها و زينت آلات و حتى گوشواره‌ها و خلخالها و دكمه‌هاى زنان علوى را جمع‌آورى كرد و به دست جلودى داد تا آنها را به طاغى بغداد هارون الرشيد تسليم كند . « 1 » امام رضا عليه السلام از اين تجاوز آشكار به خانواده‌اش خيلى ناراحت بود . اين بدين معنى بود كه هارون الرشيد نه رعايت احترام امام را مىكرد و نه رعايت احترام دختران رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را . بعلاوه رفتار او نسبت به آنها درست مانند رفتار سربازان يزيد بود نسبت به خاندان امام حسين ريحانهء رسول خدا ( ص ) و سرور جوانان بهشت بعد از فاجعهء كربلا ، وقتى كه يزيديان مانند سگهاى شرور به منظور غارت لباس و زيور زنان علوى حمله كردند . ( 1 ) و به هر حال من ( مؤلّف ) فكر مىكنم كه هارون الرشيد بعد از اين ماجرا ديگر بر ضدّ امام رضا عليه السلام اقدامى ننمود . شايان ذكر است كه روح امام عميقا محزون بود از محنتى كه به دست هارون به پدرش موسى بن جعفر عليه السلام رسيده و سرانجام نيز پس از سالها حبس در زندانهاى تاريك او را
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 161 .