آنها را نمىشود پنهان كرد .
پس كاملا مواظب باشد زيرا علايمش ظاهر مىشود وقتى كه شك تاريك باشد .
پس انجام آنچه را كه مىخواهى با تصميم قاطع مورد بررسى قرار بده و رها كن آنچه را كه اتفاق نيفتاده است .
( 1 ) وقتى حسن اين اشعار را خواند تغيير عقيده داد و به هرثمة بن اعين نوشت كه با عجله خود را به او برساند و سندى بن شاهك را نمايندگى داد كه با او ملاقات كند . دشمنى و رنجشى بين حسن و هرثمه بود . وقتى سندى او را ديد و نامه را به دستش داد او آن را خواند و گفت : ما زمينه را براى خلافت فراهم مىسازيم و راه را براى آنها صاف مىكنيم . پس آنها كارها را به دست مىگيرند و فقط به ما دستور مىدهند . وقتى آنها به علت سوء تدبيرشان با وضع مشكل مسلم روبهرو شدند و ديدند امور از دستشان خارج مىشود مىخواهند كه به وسيلهء ما آن را اصلاح كنند . نه به خدا ، و اين كرامت نيست .
بگذار تا امير المؤمنين ( يعنى مأمون ) آثار سوء آنها را ببيند و زشتى كارهايشان را بفهمد .
سندى از او مأيوس شد و از وى رو برگرداند . سپس نامهاى از جانب منصور بن مهدى به دست او دادند . وقتى آن را خواند پاسخ مثبت داد و به سوى بغداد برگشت . وقتى به نهروان رسيد مردم بغداد به استقبال او رفتند و پيشاپيش آنها فرماندهان برجستهء لشكر بودند . وقتى آنها او را ديدند پياده شدند . او در خانهاش ماند . حسن بن سهل دستور داد سابقه و اسامى لشكر را براى او آوردند . آنها به نزد او آمدند و او هر كه از آن مردان را دوست داشت انتخاب مىكرد . خزانهء بيت المال براى او باز شد . بنا بر اين هرثمه لشكرى جمعآورى كرد و براى جنگ بر ضدّ ابو السرايا آماده شد . وقتى لشكرش كامل شد كه مركب از سى هزار رزمندهء سخت خشمناك شامل سواره و پياده بود ،
حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٢٠