ابو الحسن عليه السلام رو به سوى قبله نمود و ذكر كرد آنچه را كه خدا خواست بگويد ، سپس فرمود : « خدايا ، شنوايى و بينايى و تمام قلبش را بگير تا به سوى حق برگردد . » و اين را مىگفت و دست راستش به سوى آسمان بلند بود . يزيد ابن اسحاق گفت : وقتى او ( محمد بن اسحاق ) برگشت به نزد من و آنچه را كه اتفاق افتاده بود براى من گفت ، به خدا كمى بعد از آن من دين واقعى را باور كردم . « 1 »
( 1 )
239 . محمد بن اسلم
طبرى جبلى . اصل او از كوفه بود و در طبرستان تجارت مىكرد و مىگويند غلو مىكرده و حديث او فاسد است . از امام رضا عليه السلام روايت كرده است . « 2 »
( 2 )
240 . محمد بن اسلم طوسى
شيخ طوسى او را از اصحاب امام رضا عليه السلام شمرده است . وى از راويان حديث معروف به سلسلة الذهب است .
( 3 )
241 . محمد بن اسماعيل بن بزيع
غلام ابى جعفر منصور ، از صلحاى شيعه و مورد اعتماد آنها . امام رضا عليه السلام به او فرمود : براى خداى متعال در دربار ستمكاران كسى است كه خدا برهان را براى او روشن كرده و او را در مملكت قدرت داده كه به وسيلهء او ستم را از اولياى خودش دفع كند و به وسيلهء او امور مسلمين را اصلاح نمايد . مؤمنين براى رهايى از ضرر به اينها پناه مىبرند و براى نجات از ظلم ،
هامش
( 1 ) رجال كشى .
( 2 ) رجال نجاشى .