ابن ابى عمير از بين رفته باشد . چه گمان دارى در بارهء مردى كه سجده مىكند سجدهء شكر ، بعد از نماز صبح ، و سرش را تا بعد از ظهر از سجده برنمىدارد ؟
( 1 ) و فضل روايت كرده است كه : روزى پدرم دست مرا گرفت و به نزد ابن ابى عمير برد . از حجرهاى بالا رفتيم كه وى در آنجا بود و اطرافش عدهاى از بزرگان بودند كه او را احترام مىكردند و بزرگ مىداشتند . پس گفتم :
اين كيست ؟ پدرم گفت : ابن ابى عمير است ، گفتم : مرد صالح و عابد ؟ گفت :
بلى .
فضل روايت كرده است كه به دستور هارون به ابن ابى عمير يكصد و بيست ضربه شلاق زده شد به علت تشيّع او ، و مجرى آن سندى بن شاهك بود ، و يكصد و بيست و يك هزار درهم پرداخت تا نجات يافت . گفتم : آيا متموّل بوده است ؟ گفت : بلى ، شايد پنج هزار درهم پرداخته است . « 1 »
كتابهاى بسيارى تأليف كرد . ابن بطه براى او 94 كتاب ذكر كرده است كه از جملهء آنهاست : كتاب النوادر ، كبير حسن ، كتاب الاستطاعة و الافعال ، كتاب الرد على اهل القدر و الجبر ، كتاب الامامة ، كتاب البداء ، كتاب المتعه ، مسائله للامام الرضا عليه السلام و غير آن . « 2 »
خدا رحمت كند محمد بن ابن ابى عمير را كه از بزرگان شيعه و از افراد سرشناس و از مجاهدين آنها بود .
( 2 )
236 . محمد بن احمد بن غيلان
اهل كوفه و غلام بود . او داراى كتاب و مورد اعتماد است . شيخ طوسى او را از اصحاب امام رضا عليه السلام شمرده است .
هامش
( 1 ) رجال كشى .
( 2 ) رجال نجاشى .