صاحبان حاجت به آنها رو مىكنند ، و به سبب اينها خداى متعال ترس را در خانهء ستم از مؤمنين مىبرد ، و آنها امناى خدا در روى زمين هستند ، و آنها كسانى هستند كه با نورشان روز قيامت روشن مىشود ، و نور آنها براى اهل آسمانها مانند نور در است براى اهل زمين ، و به خدا آنها براى بهشت خلق شدهاند و بهشت براى آنها خلق شده است و من تبريك مىگويم به آنها ، و اگر هر يك از شما بخواهد ، به همهء آنها مىرسد .
محمد پرسيد : خدا مرا فدايت گرداند ، براى چه ؟
امام عليه السلام فرمود : او اسما با آنهاست - يعنى با حكومت ستمكار - و بنا بر اين او ما را خوشحال مىكند از طريق مسرور كردن مؤمنين از شيعيان ما ، پس تو از آنها باش اى محمد . « 1 »
( 1 ) و حسين بن خالد صيرفى روايت كرده است كه نزد امام رضا عليه السلام بوديم و جماعتى بوديم ، نام محمد بن اسماعيل بن بزيع به ميان آمد ، امام عليه السلام به اصحابش فرمود : دوست داشتم در بين شما كسى مانند او باشد . « 2 »
و مجموعهاى از كتاب تأليف كرده است از جمله : كتاب ثواب الحج و كتاب الحج . « 3 »
محمد بن اسماعيل از امام جواد عليه السلام درخواست كرد كه دستور بدهد پيراهنى از خود را براى او بفرستد تا آن را كفن خويش كند . امام پيراهنى براى او فرستاد . پس سؤال كرد : با آن چه كار كنم ؟ امام عليه السلام فرمود :
دكمههايش را بردار . « 4 »
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ، ج 10 ، ص 107 .
( 2 ) همان مأخذ .
( 3 ) رجال نجاشى .
( 4 ) معجم رجال الحديث .