تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
محمد ( ص ) به عنوان پيامبر برگزيده شده است . آنها گفتند : ما دوست داشتيم كه او را مىشناختيم و به او ايمان مىآورديم . پيامبر كور و پيس و مجنون را شفا داد و حيوانات ، پرندگان ، جن و شيطان با او صحبت كردند ، اما ما او را به عنوان ربّى غير از اللّه نپذيرفتيم . ( 1 ) ما طرفدارى و دوستى هيچ يك از اين پيامبران را رد نمىكنيم . اگر تو عيسى را به عنوان خدا بپذيرى ، پس اجازه دارى كه يسع و حزقيل را هم به عنوان دو خدا بپذيرى ، زيرا آنها نيز همان كارى را مىكردند كه عيسى بن مريم مىكرد ، مانند مرده زنده كردن . وقتى كه گروهى از بنى اسرائيل از ترس مرگ خانه‌هاى خود را ترك كردند خدا در يك لحظه جان آنها را گرفت . مردم دهكده حصار دور آنان كشيدند و آنها در آنجا ماندند تا استخوانهايشان پوسيد . يكى از پيامبران بنى اسرائيل از آنجا مىگذشت ، متحير شد وقتى ديد كه همهء استخوانهايشان پوسيده شده است . خدا به او وحى كرد : دوست دارى كه آنها را زنده كنم و تو آگاهشان كنى ؟ گفت : آرى . پس خدا به او وحى كرد كه آنها را صدا بزن و او گفت : اى استخوانهاى پوسيده ، به اذن خدا برخيزيد ! پس تمام آنها زنده شدند و گرد و خاك را از سر و روى خود پاك مىكردند . همچنين ابراهيم خليل الرحمن پرندگانى گرفت و آنها را قطعه‌قطعه كرد و هر قطعه‌اى را بر روى كوهى گذاشت ، سپس آنها را صدا زد ، همگى با شتاب به سوى او آمدند . ( 2 ) نيز موسى بن عمران هفتاد تن از اصحابش را انتخاب كرد و آنها با او به كوه رفتند و به او گفتند : « تو خدا را ديده‌اى ، پس او را به ما هم نشان بده . » موسى گفت : « من او را نديده‌ام . » آنها گفتند : « ما به تو ايمان نمىآوريم تا آشكارا خدا را ببينيم . » پس صاعقه آنها را گرفت و همگيشان را سوزاند و تنها موسى زنده ماند . پس موسى گفت : « پروردگارا ، من هفتاد تن از ميان بنى اسرائيل انتخاب كردم و آنها را به كوه آوردم . حالا اگر به تنهايى برگردم ، چگونه ممكن است قومم سخنان مرا در مورد اين واقعه بپذيرند ؟ پس اگر مىخواستى ، آنها را با من قبلا از بين مىبردى . آيا ما را به خاطر كارى كه