تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
عرض كردم : بلى فرمود : هنگامى كه مأمون استدلال مرا با توراتيان به تورات آنها ، و با انجيليان به انجيل آنها ، و با زبوريان به زبور آنها و با هيربدها به پارسى و با روميان به رومى ، و با فرقه‌هاى مختلف به زبان هريك بشنود ، و ببيند كه زبان همه اينها بند آمده و برهان آنها دفع شده ، و همگى ادّعاى خود را رها كرده ، و به قول من رجوع كرده‌اند ، در آن هنگام خواهد دانست او درخور اين نيست كه در اين راه گام بردارد ، و در اين موقع است كه پشيمانى او را فرامىگيرد و « لا حول و لا قوة الّا باللّه العلى العظيم » . آرى مأمون بر آن شد كه اين سران را گردآورد ، و در برابر امام عليه السّلام قرار دهد ، تا با توانمندى كه در مغالطه و جدل دارند ، راه برهان و استدلال را بر آن حضرت ببندند ، امّا چنان كه مىبينيم امام عليه السّلام بىاعتنايى خود را به امثال اينها به گونه‌اى كه بيان شد اظهار ، و موضوع را حقير و بىاهميّت تلقّى فرمود . هنگامى كه اين مجلس انعقاد يافت ، و امام عليه السّلام به آن دعوت ، و گفتگو آغاز شد ، آن حضرت مناظره خود را با جاثليق آغاز فرمود ، و نخست در اثبات يگانگى خدا و بطلان اعتقاد به خداوندى عيسى و بجز خداوند سبحان او را خدا دانستن ، انجيل را مبنا و مرجع براى اقامه دليل و برهان قرار داد ، سپس بحث جالبى را در اثبات اين كه كتاب انجيل متداول ، غير از انجيلى است كه از جانب خداوند نازل شده است ، و انجيل كنونى نوشته برخى از شاگردان دانشمند مسيح است و همانها اناجيل اربعه را به وجود آورده‌اند بيان داشت ، و به اختلاف وسيعى كه در بيان وقايع ميان نوشته‌هاى آنها وجود دارد ، استناد فرمود . جاثليق در پاسخ آن حضرت دچار تناقضات آشكار شد ، زيرا از يك سو صاحبان اناجيل را از آلودگى منزّه ، و از افترا به مسيح مبرّا مىشمرد ، و از سوى ديگر امام عليه السّلام را تصديق ، و اعتراف مىكرد ، كه آنها بر مسيح دروغ بسته‌اند . پس از آن امام عليه السّلام مناظره خود را متوجّه رأس الجالوت دانشمند يهود كرد ، و در اثبات نبوّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به آنچه كتب آسمانى گذشته گوياى آنند اشاره فرمود ، و پس از طرح بحث منطقى جالبى استدلال فرمود به اين كه از جمله علايم پيامبرى معجزه است ، يعنى آوردن چيزى كه ديگران از آوردن مانند آن عاجزند ، و از جاثليق پرسيد ، آنها به چه سبب
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 202 | محمدجواد فضل الله / سيد محمد صادق عارف