تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
بعد از آنكه سبز شد و پنبه به ثمر رسيد مىبايد آن را چيد . بعد از آن طايفهء « 1 » ضرور است كه پنبه را از محل آن در آرند . بعد از آن محتاج است به چرخى كه پنبه را به معونت آن چرخ از تخم آن جدا نمايند . بعد از آن محتاج است به نداف « 2 » كه پنبه را ندافى نمود چوله كند . بعد از آن مىرسد به دست ريسنده تا ريسمان شود ، و اين توقف دارد به چرخ وظيفه نجار و خراط « 3 » است ، و حصول چرخ از نجار و خراط توقف دارد بر مقدماتى كه لا يعد و لا يحصى است . بعد از آنكه ريسمان موجود شد موقوف است بر اينكه كلافه شود ، آن نيز مقدماتى دارد . بعد از آن محتاج است بر اينكه ماسوره « 4 » شود ، بعد از آن داخل ماكويى شود ، و آن موقوف است به ماسوره كن و ماكو ساز آن وقت محتاج است به دستگاه نساجى ، و نساج مقدمات هر يك را تعداد نمىتوان نمود . بعد از آن كرباسى موجود مىشود ، بعد از آن مىرود به دست سفيدگر از آنجا به صباغ « 5 » ، بعد از آن به خياط ، تعداد مقدمات هر يك خارج از طاقت است ، آن وقت لباسى هم رسد . بايد هزار نفس بلكه علاوه مباشر شود تا لباسى هم رسد . و همچنين است حال در فرش و ظروف و مس و منزل و ساير امورى كه موقوف
هامش
« 1 » بمعنى جماعتى از مردم . « 2 » نداف : حلاج ، پنبه زن . « 3 » خراط : چوپتراش ، كسى كه با دستگاه خراطى چوب را مىتراشد و اشياء چوبى درست مىكند . « 4 » ماسوره : آلتى است در چرخ خياطى كه نخ به آن پيچيده مىشود . « 5 » صباغ : رنگرز .