عليه حيات انسان است .
مجملا از اين كه موقوف عليه حيات انسان امور بسيار هست ، و هر يك از آنها ممكن الحصول نيست مگر به مباشرت نفوس متكثره ، پس قطعا مطلوب خلاق حكيم جلت عظمته نيست كه هر فرد از أفراد مكلفين مسائل تكاليف خود از نماز و غيره را اخذ نمايد از آيات قرآنية و سنت نبويه و أخبار أئمه عليهم السلام .
چه اشتغال قاطبهء نفوس در اين مطلب ميمنت مسعود موجب خلل در انتظام عالم است قطعا .
بلكه منصب شريف مطلوب است از جماعتى كه ممتاز بوده باشند از من عدا به صفا و زكا و ورع و تقوى ، تكليف ديگران اين است كه اخذ از آنها نموده باشند .
اشخاصى كه استفاده تكاليف الهيه جلت عظمته را از كتاب و سنت مىنمايند آنها را مجتهد مىنامند ، يعنى كسانى هستند كه استنباط أحكام شرعيه نمودهاند و مىنمايند از مآخذ و مدارك معلومه آن به بذل جهد و صرف طاقت خود را در آن .
ديگران را كه اخذ أحكام شرعيه را مىنمايند به تعليم و ارشاد مجتهدين به واسطه يا بدون واسطه ، آنها را مقلد مىنامند .
و أما طريقه احتياط ، پس آن در مسائل بسيار - يعنى مسائلى كه امر در آن مردد است ما بين وجوب و حرمت - ممكن نيست .
مثل اينكه كسى شك كرد در قيام در اينكه ركوع كرده است يا نه ، واجب است كه برود به ركوع ، بعد از دخول در ركوع مشخص او شد كه ركوع كرده بوده است ، در اين صورت جماعتى از فقها را اعتقاد اين است كه واجب است
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 36
مساهمون: سيد مهدى رجائى
ص٣٦