الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا ، فانهم حجتى عليكم و أنا حجة اللَّه « 1 » .
و همين مروى در كتاب كشف الغمة « 2 » نيز هست ، لكن روايت نمود از اسحاق بن يعقوب بدون توسط و ذكر ثقة الاسلام .
أما مضمون اين است كه در اين كتاب نيز مأخوذ از آن عالى مقام بوده باشد .
پس مشيت قاهره سبحانيه اقتضا نموده در هر عصرى از أعصار جملهء از عباد ممتاز باشند از سايرين به نفوس قدسيه عاليه و قلوب صافيه زاكيه كه قابل استفاضه باشند از فيوضات الهيه و محل استناره باشند از أنوار مطهره مضيئه .
و قابل باشند كه اكتساب أحكام الهيه ، و استفاده تكاليف شرعيه از آيات قرآنيه و آثار نبويه و أخبار أئمه عليه و عليهم آلاف السلام و التحية نموده باشند ، تا حافظ فرائض و سنن ، و رادع محارم و بدع ، و مبلغ تكاليف شرعيه به عباد ، و موصل نواميس الهيه جلت عظمته به خلايق باشند .
و از اينكه انسان در امور معيشت محتاج به امور بسيار است ، مثل مساكن و ملابس و مآكل و مشارب و ساير امور محتاج اليها ، و هر يك از اينها مقدماتى دارند لا يعد و لا يحصى ، نفوس متكثره تا مباشر نشوند ممكن الحصول نيست .
مثل لباس كه موقوف بر اين است كه پنبه دانه مثلا گاشته شود ، و اين موقوف بر اين است كه زمين شخم شود ، و شخم زدن زمين توقف دارد به بيل زدن ، و بيل از آن است ، و آهن را مىبايد از معدن آن أخذ كرد .
و أخذ كردن آن توقف دارد بر مقدمات بسيار ، تا آنكه آهن به جايى برسد كه مستعد اين باشد كه توان او را بيل ساخت ، آن وقت موقوف به حداد است
هامش
« 1 » احتجاج مرحوم طبرسى ص 283 .
« 2 » كشف الغمه مرحوم اربلى ج 2 / 531 .