و اگر العياذ باللَّه سبحانه نماز اين شخص در درگاه أحديت جل شأنه مردود شد ، قاطبهء طاعات و أعمال او مردود مىشود ، يعنى : ثمرى بر آنها مترتب نمىشود .
بدان كه اشكالى در ظاهر اين حديث مىتوان نمود . بيان آن اين است : كه از جملهء واجبات الهيه زكات و خمس و صوم و نحو آنها است ، هر گاه فرض شود مكلف رعايت نموده هر يك از آنها را به نحوى كه در شريعت مقرر و ثابت است عدالت و حكمت مقتضى قبول و ترتب ثمرات است بر آنها ، خواه صلاة مقبول شود يا نه .
مردود شدن اينها با رعايت أمور معتبره در اينها به سبب مردود شدن صلاة نظر به اخلال به بعضى از أمور معتبرة در آن ، ملايم با تفضل حكيم على الاطلاق و مناسب با كرم كريم واهب متعال نيست .
و احتمال اينكه مقبوليت صلاة معتبر و شرط بوده باشد در قبول ساير أعمال مندفع است به امكان دعوى اجماع بر خلاف آن ، نظر به اينكه تصفح كلمات أصحاب كاشف بر خلاف اين احتمال است .
چه در مباحث هر يك متعرض شدهاند امور معتبر در هر يك را ، و تا حال نديدهايم أحدى متعرض اين شده باشد در كتب فقهيه ، كه معتبر در قبول زكات مثلا رعايت أمور معتبره در صلاة يا مقبوليت صلاة است .
و حديث مذكور اگر چه ناطق بر اين است ، لكن نظر به ارسال و اعراض أصحاب از ظاهر آن قابل اين نيست كه توان اعتماد بر آن نمود در اين مطلب خطير .
پس مىگوييم : ممكن است كه حديث حمل شود در صورت عدم رعايت امور معتبره در غير صلاة ، بنابراين معني حديث چنين مىشود : هر گاه نماز
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 6
مساهمون: سيد مهدى رجائى
ص٦