و ذيل حديث يعني « و ان ردت رد ما سواها » مذكور نيست . بنا بر اين معنى كه در حديث مذكور شد چندان خلاف ظاهر در آن نيست . يعنى : أعمال غير صلاة كه مستجمع شرايط قبول نيست به بركت صلاة مقبوله مقبول مىشود ، و مقتضاى مفهوم شرط اين است كه اگر صلاة قبول نمىشود آن أعمال نيز قبول نمىشود ، نظر به انتفاء شرايط قبول در آنها .
قريب به اين حديثى است كه شيخ برقي در كتاب محاسن در باب عقاب من تهاون بالصلاة « 1 » ، و شيخ صدوق در عقاب الاعمال ذكر فرمودهاند به سند ضعيف هكذا : أول ما يسأل العبد اذا وقف بين يدي اللَّه عز و جل عن صلاته ، فان زكت صلاته « 2 » زكى سائر أعماله « 3 » ، و ان لم تزك صلاته لم تزك أعماله « 4 » .
يعني : بنده وقتى كه حاضر كرده شد در محل حساب ، أول سؤالى كه از او مىشود سؤال از نماز است ، اگر نماز صادره از او مرضى درگاه احديت جل شأنه گرديد جميع أعمال او مرضى مىشود ، نعوذ باللَّه سبحانه اگر نماز او مرضى بارگاه معبود متعال نشد هيچ عمل او مرضى نخواهد بود .
و مرحوم شيخ طوسى قدس اللَّه روحه الزكي در تهذيب به سند ديگر به اين نحو روايت فرموده از مقتداى ارباب معرفت و يقين جناب أمير المؤمنين عليه السلام كه آن سرور ابرار از سيد أخيار صلَّى اللَّه عليه و آله روايت فرمودهاند : ان عمود الدين الصلاة ، و هي أول ما ينظر فيه من عمل ابن آدم ، فان صحت نظر في عمله ، و ان لم تصح لم ينظر في بقية عمله « 5 » .
هامش
« 1 » محاسن برقى ص 81 ، ح 10 .
« 2 » در محاسن : صلواته ، و در عقاب الاعمال : الصلاة .
« 3 » در محاسن و عقاب الاعمال در دو مورد : عمله .
« 4 » عقاب الاعمال ص 273 .
« 5 » تهذيب الاحكام 2 / 237 ، ح 5 .