تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
نشان دهد ، بىدرنگ نيرنگ مىزند و بىشرمانه گناه را به گردن يوسف مىاندازد ، و بىآنكه منتظر نظر شوهرش در اين باره بماند ، براى اين كه بيشتر خود را حق به جانب جلوه دهد و ذهن شوهر را به بيراهه كشاند ، از او مىخواهد تا به فكر كيفر سخت كسى باشد كه به همسر او دست دراز كرده است « 1 » : « دوتايى به سوى در دويدند ، و پيراهن [ يوسف ] از پشت پاره شد ، دم در شوهر زن را ديد ، [ زن ] گفت : سزاى كسى كه بخواهد به همسر تو دست‌درازى كند ، جز زندان يا كيفر سخت چيست » « 2 » . اما در گزارش تورات ، از برخورد عزيز با آن دو ، در كنار در ، سخنى نيست . گزارش تورات گوياى اين است كه اين خود زن عزيز بود كه با داد و فرياد ، مردان خانه را خبر كرد كه مرد عبرانى مىخواسته است به او دست‌درازى كند و تا داد و فرياد او بلند نشده ، دست از او برنداشته و از دست‌پاچگى جامهء خود را رها كرده و گريخته . و او جامه را نزد خود نگه مىدارد تا شويش مىآيد ، جامه را به او نشان مىدهد و مىگويد بندهء عبرانى مىخواست به من دست دراز كند و چون من داد و فرياد كردم ، ترسان جامهء خود را رها كرد و گريخت . گفتنى است كه گزارش تورات در اينجا ، گزارشى آشفته و تناقض‌آميز است ، يك جا مىگويد در خانه هيچ كسى نبود ، و جاى ديگر ، خانه را از مردان پر مىكند ؛ يك بار يوسف را مرد عبرانى و بار ديگر بندهء عبرانى معرفى مىكند ، و پيداست كه در چنان حالت عاطفى - روانى ويژه ، اين دو تعبير چه اندازه با هم تفاوت دارند . « 3 » 9 . تنها در گزارش قرآن آمده است كه خداوند با دست و گواهى يكى از خويشان زن عزيز ، بىگناهى و پاكدامنى يوسف را آشكار كرد ، شاهدى كه به گفتهء پاره‌اى از مفسران ، كودكى گهواره‌اى بود كه گفت : « اگر پيراهن او از پيش جر خورده باشد ، زن راست گفته و مرد دروغ‌گوست ، و اگر پيراهنش از پشت پاره شده باشد ، زن دروغ گفته و مرد راستگوست : « و [ عزيز ] چون ديد كه پيراهن يوسف از پشت پاره شده ، [ به زن ] گفت : اين [ بازى ] نمونه‌اى از مكر و نيرنگ شما زنان است و راستى كه مكر و نيرنگ شما زنان بس بزرگ است » . « 4 » همچنين تنها در گزارش قرآن است كه زنانى كه دست خويش را بريده بودند نيز ، بىگناهى يوسف را
هامش
( 1 ) . عبدالكريم خطيب ، القصص القرآنى ، 100 . ( 2 ) .« وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَ أَلْفَيا سَيِّدَها لَدَى الْبابِ قالَتْ ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ »( سورهء يوسف ، آيهء 25 ) . ( 3 ) . سفر پيدايش ، 39 : 11 - 18 . ( 4 ) .« إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ * وَ إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ * فَلَمَّا رَأى قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ »( سورهء يوسف ، آيات 26 - 28 ) .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 61 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو