سرزمينهاى عربى فراهم سازد كه در مكه راه بر او بسته مىشود . « 1 » در برابر ، پژوهشگرانى ميان اين حملهء ابرهه و حملهء او در عام الفيل به مكّه ، هيچ پيوندى نمىبينند و مىگويند اين حمله در 547 ميلادى پايان پذيرفته و حملهء عام الفيل در 563 ميلادى بوده است . « 2 » گروه چهارمى نيز گفتهاند : اين سنگنوشته از دو جنگ سخن مىگويد : نخست ، جنگى به فرماندهى ابرهه در « حلبان » و ديگر جنگى ميان چندين قبيله در « تربه » ، در سرزمين بنى عامر « 3 » كه گويا در هشتاد ميلى جنوب شرقى طائف بوده است . « 4 »
2 . ساخت كليساى قليس
كارها همچنان به كام ابرهه پيش رفت و او پس از آنكه توانست هم شورشهايى را كه در دشمنى با او برافروخته بودند خاموش كند و هم نفوذ خويش را بر معدىها گسترش دهد و هم با اميران حيره بند و بستهايى داشته باشد و هم سدّ مآرب را ترميم و بازسازى كند ، پس از اينها بود كه بر اين شد تا مسيحيت را در سرزمينهاى عربى گسترش دهد و با ديگر دينها درآويزد . از اينرو ، به پشتيبانى مسيحيانى كه در سرزمينهاى عربى جنوب بودند ، برخاست و دست آنان را باز گذاشت و نجران را پايگاه اصلى حملهها و كوششهاى دينگسترانهء خود گرفت ، و گويا از اينجاست كه گروههايى از مسيحيان را در صحراى يمامه ، در نيمههاى راه ميان يمن و حيره ، مىبينيم و گروههايى را در يثرب و گروههايى را در امتداد راه بازرگانى فلسطين و سوريه « 5 » . گسترش مسيحيت در آن سرزمينها ، ساختن كليساهايى را در اين سو و آن سوى يمن از پى آورد كه از همه برجستهتر و باشكوهتر ، كليساهاى مآرب ، نجران و صنعاست . و در همين صنعاست كه ابرهه كليساى بزرگ و باشكوهى را كه به « قليس » نامبردار است ، ساخت . او مىخواست كه مردم از رفتن به مكه و حج كعبه روى گردانند و به صنعا و حج « قليس » روى آورند ، كه اگر چنين مىشد ، براى او سودهاى سياسى ، مادى ، اقتصادى و ادبى فراوانى به همراه مىداشت . اما چنين نشد ، چيزهاى ديگرى نيز پيش آمد و سرانجام ابرهه را واداشت تا به حملهء معروفش به مكّه دست يازد .
هامش
( 1 ) .Le Museon ,1965 ، 3 - 4 ،p. 426 ؛W . Caskel , Entdeckungen in Arabien , p .30 .
( 2 ) .Le Museon ,1953 ، 3 - 4 ،pp. 277 - 279 .
( 3 ) . جواد على ، 3 / 495 - 496 ؛ نيز :Le Museon ,1965 ، 3 - 4 ،p. 426 ؛BSOAS، 1954 ،p. 391 .
( 4 ) . ابو عبيد بكرى ، 1 / 308 .
( 5 ) . فؤاد حسنين ، همان ، 304 .