تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
همان‌گونه كه امروز جهان از ديدگاه سياسى دو بخش و بلوك ، و دو ابرقدرت دارد : شرق و غرب « 1 » ، جهان سياسى آن روز نيز دو بخش و بلوك شرقى و غربى داشت : يكى ايران و ديگرى روم . و هر يك از اين دو ابرقدرت نيز براى خود وابستگانى از دولت‌هاى كوچك‌تر و حكومت‌هاى محلى و قبيلگى داشتند . در چنين اوضاع و احوالى بود كه از يك سو ، روم مىكوشيد تا بر سرزمين‌هاى عربى دست يابد و دست كم آنها را از دست ايرانيان دور دارد ، و از ديگر سو ، ايران مىكوشيد تا هر پايگاه عربى را كه به سود روميان كار كند ، از هم فروپاشد و از ورود كشتىهاى رومى به اقيانوس هند جلوگيرى كند و راه را بر پيوند بازرگانى آنان با عرب‌ها بربندد . در چنين گيرودارى بود كه روميان براى گسترش نفوذ خويش در شبه جزيرهء عربستان ، دين را ابزار ساختند و دسته‌هاى تبليغى خويش را براى گسترش مسيحيت به ميان عرب‌ها روانه كردند و در اين كار [ كه از بيرون دينى و خدايى مىنمود و از درون نقشه‌اى سياسى و حيله‌اى استعمارى بود ] از حبشيان نيز يارى گرفتند . از سوى ديگر ايرانيان نيز نصرانيان سرزمين‌هاى خويش را كه با نصرانيان روم دوگانگى مذهبى داشتند ، و نيز يهوديان را ، چون ابزارى به كار گرفتند تا راه نفوذ روميان و حبشيان را [ در سرزمين‌هاى عربى ] تنگ كنند . اينها به خوبى آشكار مىكند كه هدف روميان ، و ايرانيان ، از نشر و پخش مسيحىگرى و يهودىگرى ، جلب رضاى خدا نبود ، بلكه هدف نخستين و پايانى آنان ، اجراى نقشه‌هاى سياسى و برنامه‌هاى استعمارى [ براى گسترش قدرت و دولت خويش ] بود . آنچه اين ديدگاه را استوارتر مىدارد ، يكى اين است كه ابرههء حبشى چون به پيكار ذونواس رفت - و اين رفتن او به ظاهر انگيزه‌اى دينى داشت - تنها به نابودى ذونواس و دست‌يابى بر يمن بسنده نكرد ، بلكه گسترهء نفوذ خويش را تا ميانه‌هاى سرزمين عرب نيز پيش برد . چنان كه در سنگ‌نوشتهء 506 ريكمانس - و آن چه كه تاريخش به سال 535 يا 547 ميلادى باز مىگردد « 2 » - مىخوانيم كه ابرهه با قبيله‌هاى « معد » به پيكار برمىخيزد ، و چنان كه از اين پس خواهيم ديد با فرمانروايان حيره ، كه زيردستان ايرانيان بوده‌اند نيز ، پيوند و پيمان‌ها مىبندد . از اينها آشكارا برمىآيد كه شكنجهء مسيحيان نجران به دست ذونواس انگيزهء اصلى هجوم
هامش
( 1 ) . اين سخن مربوط به پيش از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى است . ( ويراستار ) . ( 2 ) .A . F . L . Beeston ,"Notes on the Muraighan Inscriptions", in BSOAS ,1954 ،p. 389 ؛LE Museon ,66 ، 1953 ؛p .275 ؛S . Smith , Events in Arabia in the 6 th Century A . D . p .435 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 315 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو