تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
حبشيان به يمن نبوده است ، زيرا افزون بر آنچه تاكنون گفته‌ايم ، منابع يونانى - و نيز حبشى - حملهء حبشيان به يمن را سال‌ها پيش از داستان شكنجهء مسيحيان دانسته و گفته‌اند : حبشيان در اين حمله بر ذونواس چيره شدند و او نخست ناگزير به كوه‌ها پناه برد و پس از چندى كه توانست سپاه پراكندهء خويش را دوباره سامان دهد ، بر حبشيان شبيخون زد و آنان را فروشكست و آنگاه به نجران تاخت و پس از محاصره‌اى هفت ماهه ، بر آن دست يافت و از مردمش به سختى انتقام گرفت . « 1 » بارى ، دست‌يابى بر سرزمين‌هاى عرب جنوبى چيزى بود كه هم حبشيان در پى آن بودند و هم روميان . در اين ميان ذونواس كه مىديد گسترش دين ترسايى در يمن با گسترش نفوذ سياسى حبشيان بر آنجا در پيوند است ، [ براى آنكه راه گسترش نفوذ سياسى حبشيان را تنگ كند ] با مسيحيان يمن از در دشمنى درآمد ، و همين ، بهانه و زمينه‌اى شد تا روميان ، خودگردانى دولت يمن را از هم فروپاشند ، اما نه به شيوهء دخالت مستقيم و به دست خود ، بلكه از راه تحريك و انگيزش حبشيان به جنگ با يمن . اين كه امپراتور « ژوستين » ( 518 - 527 ميلادى ) اين شيوه را برگزيد و حبشيان را واداشت تا به سرزمين‌هاى عربى هجوم برند ، گويا از اين رو بوده كه مىخواسته راه دست‌يابى ايرانيان را به شبه جزيره دشوار سازد . ايرانيانى كه بر سرزمين‌هاى ساحلى خليج فارس چون بحرين دست داشتند و نفوذشان در سرزمين‌هاى عربى هم رو به گسترش داشت . « 2 » گفتنى است كه انگيزهء حملهء حبشيان به يمن را گزارش ديگرى اين‌گونه باز گفته است كه پادشاه حمير « ديميون »
dimion
( دميانوس
Dimianos
) ، از اين رو كه روميان با يهوديانى كه در سرزمين‌هاى آنان بودند ، بدرفتارى مىكردند و به آزار آنان مىكوشيدند ، فرمان داد تا بازرگانان رومى را كه به يمن رفته بودند ، كشتند و سرمايه‌هاى آنان را ربودند ، و اين زمينه‌اى شد كه بازرگانان رومى ، ديگر از ترس به حبشه و يمن و حتى سرزمين‌هاى نزديك حميريان نروند . از اين جاست كه كسانى گفته‌اند : انگيزهء اصلى « تئوفيلوس » از نمايندگانى كه به ظاهر براى تبليغ مذهبى به يمن فرستاد ، اين بود كه فرمانروايان يمن را به خوش‌رفتارى با بازرگانان
هامش
( 1 ) .J . B . Bury , op - cit , 2 , p . 323 .( 2 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، 78 ؛ عبدالمنعم ماجد ، همان ، 74 ؛ نيز :I . Kammerer ,"La Mer Rouge , L'Abysinie et L'Arabie depuis L'Antiquite", Le Caire ,1929 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 316 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو