تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
مردمانى از پى پيش‌آمدها و رويدادهايى شمارشان رو به كاهش مىگذارد يا در ديگر ملت‌ها ذوب مىشوند و از اين رو كم‌كم تاريخشان به سر مىرسد و تمدنشان پايان مىپذيرد . با اينكه هم‌چنان بازمانده‌هايى از آنان مىماند ، بازمانده‌هايى كه از ديد تاريخ تمدن چيزى به حساب نمىآيند و تاريخ چيزى نيست جز همين دگرگونىها و جابه‌جايىهاى تمدن‌ها . « 1 » به هر روى بخش كردن و نام گذاشتن عرب‌ها به « بائده » و « باقيه » ، برساختهء نويسندگان مسلمان است و عرب‌هاى پيشين چنين نام‌هايى را نداشته و نمىشناخته‌اند ، چنان كه در منابع يهودى - و پيش از همه تورات - و منابع يونانى ، لاتين و سريانى نيز از اين بخش‌بندىها و نام‌گذارىها نام و نشانى نيست . « 2 » افزون بر اين ، چنان كه زبانزد است ، چيزى را كه نام و نشان و آثارى از خود به جاى نهاده ، نبايد « بائده » و از ميان رفته شمرد و مگر ما براى شناخت تمدّن‌هاى پيشين چيزى برتر از آثار بازمانده از آنها ، در دست داريم . « 3 » شايد نيز منظور مورخان از واژهء « بائده » اين بوده كه هنگام نوشتن تاريخ پيش از اسلام ، عرب‌هايى نبوده‌اند كه به يكى از آن قبيله‌هاى كهن بازخوانده شوند . اين سخن برخى از خاورپژوهان را نمىتوان پذيرفت كه گفته‌اند : آنچه را دربارهء عرب‌هاى بائده گفته‌اند ، بخشى از تاريخ حقيقى عرب‌ها نيست ، بلكه بخشى از ميتولوژى عرب‌ها و تاريخ اسطوره‌اى آنان است و تاريخ اسطوره‌اى همه ملّت‌ها بر تاريخ حقيقى آنان پيشى دارد . « 4 » اگرچه اين‌گونه خاورپژوهان تاريخ قبيله‌هاى كهن عرب را به چشم اسطوره نگريسته و پژوهيده‌اند ، اما امروزه ديگر چنين روىكردى در ميان مورخان اروپايى و خاورپژوه نيز بازارى ندارد . زيرا هم نام برخى از آن قبيله‌ها در نوشته‌هاى تاريخ‌نگاران كهن يونانى و رومى ديده شده است و هم كندوكاوهاى باستان‌شناسانه ، پاره‌اى از آنچه را مورخان مسلمان دربارهء عرب‌هاى بائده گفته‌اند ، راست شمرده است . « 5 »
هامش
( 1 ) . عمر فروخ ، تاريخ الجاهلية ، 49 . ( 2 ) . جواد على ، 1 / 295 . ( 3 ) . عبدالرحمان انصارى ، همان ، 86 . ( 4 ) . محمد مبروك نافع ، عصر ما قبل الاسلام ، صص 30 - 31 . ( 5 ) . بيشتر گزارشگران و مورخان ، عرب‌ها را به عرب بائده ، عرب عاريه و عرب مستعربه ، يا عرب عاربه ، عرب متعربه و عرب مستعربه بخش كرده‌اند . برخى نيز آنها را تنها به دو گروه بخش كرده‌اند : 1 - عرب بائده كه - دست كم از ديدگاه نظرى - عرب‌هاى اصيل و خالص بوده‌اند و قبيل‌هاى طسم ، جديس ، اميم ، عبيل ، جرهم ، عمالقه ، حضورا ، مدين و . . . از آنهايند ؛ 2 - عرب باقيه كه متعربه و مستعربه نيز خوانده شده‌اند و عرب