با آن جناب داشتند - باز نيامدند ، وزبير با آنكه قسم خورده بود كه با آن جناب قتال نكند قتال با آن جناب نمود وحنث يمين نمود .
ونيز معلوم شد كه از طرف جناب أمير [ ( عليه السلام ) ] ابتداى قتال نشده ، بلكه ايشان كسى را كه جناب أمير [ ( عليه السلام ) ] براي عرض مصحف بر ايشان وخواندنشان به سوى قرآن وكفّ از قتال آن جناب فرستاده بود قتل كردند ، وبعدِ آن عمار را كه براي اصلاح رفته بود نشانه تيرها كردند ، وتا آنكه ايشان ابتدأ به قتال نكردند جناب أمير [ ( عليه السلام ) ] قتال شروع نفرمود .
پس آنچه مخاطب گمان كرده كه عايشه وطلحه وزبير اصلاح مىخواستند وعايشه محض براي جدا كردن قاتلان عثمان از جناب أمير [ ( عليه السلام ) ] آمده وقتال آن جناب در سر نداشت وقتال كه واقع شد به فساد ومكر قاتلان عثمان واقع شد وطرفين قتال را نمىخواستند ، باطل محض ولغو صرف واز قبيل انكار ضروريات است .
وقاضى نورالله شوشترى در كتاب “ مجالس المؤمنين “ گفته :
اما آن جماعت كه به طوع ورغبت با أبو بكر وعمر وعثمان بيعت نمودند ، همان منافقان صحابه بودند ( 1 ) كه در ثاني الحال با طلحه وزبير ومعاوية بيعت نمودند وبر حضرت شاهِ ولايت خروج كردند مانند عمرو عاص
و
هامش
1 . در مصدر مطبوع اشتباهاً : ( مؤمنان اند ) آمده است .