( 1 )
368 / 38 عمر مردى رومى را به مدينه فرا خواند تا سرپرست محاسبات خراج گردد
أنساب الأشراف ، بلاذرى ( خطّى استانبول ) 2 / 585 ( در بيان احوال بنى عدى و يادى از عمر ) .
عمر به والى خود در شام نوشت :
مردى رومى را نزد ما فرست ، تا كار محاسبات زكاتها را انجام دهد .
( 2 )
368 / 39 فرمانهاى عمر دربارهء قصاص
السّنن الكبرى ، بيهقى 8 / 236 .
عمر به همهء سرزمينهاى اسلامى نوشت :
جز به دستور من ، هيچ كس را مكشيد .
( 3 )
368 / 40 نامهء ابو موسى أشعرى به عمر ، پيرامون تقويم
الأكوع الحوالى ص 183 ( وى به تاريخ طبرى 2 / 110 ، بغية المستفيد فى أخبار صنعاء و زبيد ، و تاريخى ناشناخته ، لوحهء 39 از نسخهاى خطّى نزد خود ، ارجاع داده است ) .
ابو موسى اشعرى به عمر نوشت :
نامههايى از تو به دست ما مىرسد كه تاريخ ندارد .
در پى اين نامه ، عمر مردم را براى رايزنى گرد آورد و بر پايهء هجرت به مدينه ، تاريخ را بنياد نهادند .
اين كار در سال 16 هجرى انجام پذيرفت .