1 . روايت دوم بخارى ، چيزى بيش از روايت نخست وى ، در بر ندارد . - م .
2 . در روايت ابن الجوزى نيز ، مطلبى جز آنچه كه ياد شد ، نيامده است . - م .
( 1 )
340 گواهى - نوشتهء پرداخت خراج
طبرى ص 2054 - 2055 .
از كارگزاران خراج ، نوشته خواستند ؛ آنان نوشتهاى يكسان براى خراجگزاران كه گواهى پرداخت خراج بود ، دادند .
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
اين ، گواهى پرداخت ( 1 ) سرگزيت است براى كسانى كه بر پايهء صلحى كه ميان ايشان و فرمانده ، خالد بن وليد استوار گشته است . ايشان متعهد شدهاند كه فلان و فلان مقدار ، سرگزيت بپردازند .
من ، به راستى آنچه را كه خالد بر سر آن با ايشان پيمان بسته بود ، دريافت كردهام . تا زمانى كه به پرداخت سرگزيت تن در دهيد و از نافرمانى ، خوددارى كنيد ، خالد و مسلمانان در برابر كسى كه اين پيمان را دگرگون سازد ، پشتيبان شما خواهند بود . زنهار شما بر جاى و پيمانتان پيمان است و ما ، در نگاهدارى آن استواريم .
ايشان نيز آن دسته از ياران پيامبر را كه خالد گواه گرفته بود ، يعنى هشام ، قعقاع ، جابر بن طارق جرير ، بشير ، حنظله ، أزداد ، حجّاج بن ذى العنق و مالك بن يزيد را ، گواه خويش ساختند .
1 . براءت : گواهى و بيّنهاى بوده كه انبار دار به گزارندهء خراج مىداده است ( مفاتيح العلوم ، خوارزمى ص 55 ) . - م .