( 1 )
( 283 / 14 ) واقدى همچون فرمان پيشين
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
از بندهء خدا ، ابن عثمان جانشين پيامبر خدا ( ص ) بر امّت وى ، به اشعث بن قيس و آن گروه از مردم كنده كه با وى هستند :
پس از سپاس از خدا و درود بر پيامبر وى : به راستى كه خداوند - تبارك و تعالى - در كتاب خويش كه بر پيامبر خود ( ص ) فرو فرستاده است مىگويد :
« اى مؤمنان ! آن گونه كه شايسته است ، از نافرمانى خدا بپرهيزيد ، و تنها با داشتن اعتقاد به اسلام ، با مرگ روبرو گرديد . ( 1 ) » من نيز شما را به روى گردانيدن از نافرمانى آفريدگار ، فرمان مىدهم و از گسستن پيمان وى و روى آوردن به آيينى ديگر ، بازمىدارم . از خواهش دل ، پيروى مكنيد تا شما را از راه خدا دور نسازد .
چنانچه كردارهاى كارگزار من ، زياد بن لبيد ، تنها عاملى است كه شما را به روى گردانيدن از اسلام و سر پيچى از پرداخت زكات واداشته است ، من او را از فرمانروايى بر شما ، دور مىسازم و كسى را كه دوست مىداريد ، بر شما مىگمارم . به پيك اين فرمان ، دستور دادهام كه چنانچه شما پذيراى حق گرديد ، به زياد بگويد كه از سرزمين شما دور گردد . از اين رو به سوى حق بازگرديد و به درگاه خداوند روى آوريد ( توبه كنيد ) . آفريدگار جهان ، ما و شما را به انجام دادن كارى كه خرسندى وى در آن است ، توفيق دهاد .
و السلام .
چون اين نوشته به دست اشعث رسيد و آن را خواند ، . . . يكى از جوانان بنى مرّه يعنى پسر عمّ اشعث ، به فرستادهء أبو بكر حمله برد و با شمشير خود ضربتى بر وى زد و سر او را شكافت . . .
زياد بن لبيد به أبو بكر نامهاى نوشت [ 283 / 15 ] و او را از مرگ فرستادهاش و اينكه خود و همراهانش سخت در محاصره هستند ، آگاه ساخت .
متن اين نامه در دست نيست .
آنگاه كه نامهء زياد به أبو بكر رسيد . . . وى فرمانى براى عكرمه كه آن روز در مكّه بود ، نوشت :
[ بنگريد : نامهء زيرين ]
1 . آل عمران / 102 . - م .