( خمس ) آن را جدا كرد و نزد أبو بكر صدّيق ( رض ) فرستاد ، و به أبو بكر نامه نوشت [ 283 / 3 ] و او را از پيروزيى كه خداوند در بحرين نصيب ايشان ساخته بود ، آگاه ساخت .
أبو بكر پاسخ نامهء وى را نوشت ( 283 / 4 ) و او را به فرمانروايى بحرين گماشت .
متن اين دو نامه ، در دست نيست .
1 . متن « ابيات » و مراد از ابيات ، سطور نامهاى است كه به أبو بكر رسيده بود . - م .
( 1 )
( 283 / 5 ) نامهء أبو بكر به همهء بنى اسد
كتاب الرّدّة ، واقدى ص 36 - 39 .
مقابله كنيد : الكنى ، دولابى ج 1 / 7 .
سپس أبو بكر خالد بن وليد را فرا خواند و پرچمى به دست وى داد و لشكريان را همراه او ساخت و به او گفت :
اى خالد ! به سوى طليحة ( 1 ) بن خويلد أسدى و كسانى از بنى أسد و غطفان ( 2 ) و فزاره كه با وى هستند ، برو . . . اگر خداوند تو را بر طليحة بن خويلد و ياران او پيروز گردانيد ، در البطاح ( 3 ) - از سرزمين تميم - به سوى مالك بن نويره و ياران وى بشتاب . . .
سپس أبو بكر به ايشان نوشت :
به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر
از بندهء خدا ، ابن عثمان ( 4 ) جانشين پيامبر خدا ( ص ) به همهء مردم از خاصّ و عام كه اين نوشتهء من بر آنان خوانده شود ، چه آنان كه بر اسلام خود پايدار مانده يا آنان كه از آن ، روى گردانيدهاند :
درود بر كسى كه پيرو راستى گشت و از گمراهى و تباهى روى گردانيد . من گواهى مىدهم كه آفريدگارى جز خداى يگانهء بىانباز ، نيست . نيز گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستادهء او است كه وى را « همراه با راستى و آيين استوار ، به پيامبرى برگزيد تا به رغم خواستهء كافران ، آيين او را بر همهء آيينهاى جهان ، چيره سازد » ( 5 ) . نيز براى آنكه وى زنده دلان را هشدار دهد و سخن عذاب بر كافران مسلّم گردد ( 6 ) . خداوند كسى را كه به وى روى آورد ، به راه راست ، راه مىنمايد و آن كس را كه از وى روى گرداند ، به حق و دادگرى كيفر خواهد داد ( 7 ) .