( 1 )
( 283 / 1 - 2 ) دو فرمان از أبو بكر به عمرو بن عاص در عمان ، و به ابان بن سعيد در بحرين
كتاب الرّدّة ، واقدى ص 24 - 30 .
أبو بكر آهنگ آن دارد كه خود به پيكار از دين برگشتگان ( مرتدّان ) برود . مسلمانان وى را از اين كار بازداشته به او مىگويند : اى جانشين پيامبر خدا ! تو را به آفريدگار جهان سوگند مىدهيم كه به تن خويش به پيكار آنان نروى . تو خود به خوبى مىدانى كه اگر كشته شوى ، مرگ تو به نابودى مسلمانان خواهد انجاميد . تو در مدينه بمان ولى به عمرو بن عاص نامه بنويس [ 283 / 1 ] كه از عمان نزد تو آيد . نيز به ابان بن سعيد ، دستور ده [ 283 / 2 ] كه از بحرين سوى تو آيد . همه سپاهيان را نزد خود گرد آور و سپس سرپرستى آنان را به مردى بسپار . . . و او را به پيكار با دشمنان خدا يعنى از دين برگشتگان بفرست .
متن اين دو نامه ، به دست نيامده است ؛ جز آن كه در اين روايت آمده است كه عمرو بن عاص گفت : « اين نامهء أبو بكر است كه به دست من رسيده و در آن ، به من دستور داده است كه نزد وى بازگردم » .
( 2 )
( 283 / 3 - 4 ) نامهء أبو بكر دربارهء بحرين
كتاب الرّدّة ، واقدى ص 106 - 116 .
نيز بنگريد : نامهء شمارهء 282 ( 11 ) .
چون أبو بكر ( رض ) در اين نوشته ( 1 ) نگريست ، بسيار اندوهگين گشت . زيرا در آن نوشته ، از قبيلهء عبد القيس و گرد هم آمدن پارسيان كافر و مردم قبيلهء بكر بن وائل با عبد القيس ، سخن رفته بود . از اين رو وى يكى از مسلمانان را به نام علاء حضرمىّ فرا خواند و پرچمى به دست وى داد و دو هزار تن از مردان مهاجر و انصار را با وى همراه ساخت . . .
[ پس مسلمانان به پيروزى رسيدند ] و علاء حضرمىّ ، غنايم به دست آمده را گرد آورد و يك پنجم