( 1 )
143 براى أقرع ( 1 ) بن حابس تميمى
بح ش 228 .
مقابله كنيد : بحن ج 3 / 68 ، 73 ؛ البخارى 97 : 23 .
متن نوشته ، به دست نيامده است .
1 . وى أقرع بن حابس . . . بن دارم از قبيلهء بنى مجاشع است ( جمهره ، ص 230 ) . - م .
( 2 )
( 143 / الف ) نامهء پيامبر ( ص ) براى أقرع و عيينه
بحن 4 / 180 - 181 .
عيينة ( بن حصن الفزارى ) و الأقرع ( بن حابس تميمى ) از پيامبر خدا ( ص ) چيزى درخواست كردند .
وى به معاويه دستور داد كه آن ( مطلب ) را براى آن دو بنويسد . معاويه نوشت و پيامبر خدا آن را مهر كرد و دستور داد كه آن را به ايشان بدهند .
عيينه - كه خردمندترين آن دو بود - پرسيد : در نامه چه نوشته شده است ؟ معاويه گفت : در آن ، همان است كه به تو فرمان داده شده است ؛ و او پذيرفت و آن را در عمامهء خود پيچيد . ولى أقرع به خود گفت : آيا مىخواهى نامهاى را كه از درون آن آگاهى ندارى ، همچون نامهء متلمّس ( 1 ) ، با خود ببرى ؟ ! معاويه ، پيامبر خدا ( ص ) را از سخنان آن دو آگاه ساخت .
1 . متلمّس لقب جرير بن عبد العزيز شاعر جاهلى است كه چون عمرو بن هند پادشاه عراق را هجو كرد ، عمرو قصد هلاك او كرد و نامهاى به وى داد تا به عاملش در بحرين برساند و در آن نامه فرمان قتل وى را داده بود ، در حالى كه متلمّس مىپنداشت دستور پرداخت جايزهاى داده است « و صحيفهء متلمّس » در عرب در مورد كسى كه نادانسته حامل فرمان قتل خود باشد ضرب المثل شد الفاخر ، مفضّل بن سلمة ص 73 - 76 . - م .