اقطاع گفته است : « بايد ابن سبيل و درمانده را از آن بهرهمند سازد » .
أوفى بن مولهء عنبرى گفت : نزد پيامبر ( ص ) آمدم و او الغميم ( 1 ) را به من إقطاع داد ؛ با اين شرط كه ابن سبيل ، نخستين كس باشد كه از آن سيراب مىگردد .
1 . الغميم نام جايى است ميان مكه و مدينه و نيز جايى ديگر در نزديكى مدينه ميان رابغ و جحفه . بنگريد : معجم البلدان ، ياقوت .
و در منتهى الأرب آمده است غميم رودبارى است به ديار حنظله و نيز آبى است از آن بنى سعد و به اين اعتبار با توجه به كلمهء « ريّان - سيراب » كه در متن آمده بايد اقطاع مذكور آبى بوده باشد . - م .
( 1 )
147 / ب زنهار نامهاى براى مالك و قيس و بردگان بنى الخشخاش عنبرى
معجم الصّحابة ، ابن قانع ( خطّى ) در حرف قاف ؛ بث 3 / 348 .
مقابله كنيد : الجرح و التّعديل ، ابو حاتم رازى 4 / 1 ، ش 914 ؛ بعب ش 1072 ؛ بث 4 / 278 ( وى گفته است : هر سه تن ، آن را در كتابهاى خود آوردهاند . جاى بررسى است كه آيا نام وى الحسحاس بىنقطه يا الخشخاش نقطهدار بوده است ؟ بنگريد : بث 2 / 9 ، 2 / 116 - 117 ، 348 ) .
ايشان نزد پيامبر آمدند و از غارتگرى مردى از عموزادگان خود بر مردم ، و اينكه مردم ، جبران جنايت وى را از ايشان مىخواهند ، به پيامبر شكوه كردند . پيامبر ، نامهاى براى ايشان نوشت :
از محمّد پيامآور خدا براى مالك و قيس و بردگان بنى الخشخاش : خونها و داراييهاى شما در پناه اسلام است و شما را به گناه ديگرى نخواهند گرفت ؛ و جز دستهاى شما خود ، كسى بر شما ستم نخواهد كرد .