قلقشندى 6 / 321 به نقل از قاضى عياض ؛ عمخ ، ش 112 ؛ الزّرقانى ، 4 / 174 - 6 ؛ الأهدل ، ص 64 ؛ الشّفاء ، قاضى عياض 1 / 63 .
مقابله كنيد : لسان ، واژهء « ثبج » ، « صقع » ، « ضرج » ، « ضنك » ، « غمم » ، « ليط » ، « وصم » ، « و فض » ؛ النّهاية ، ابن اثير : « ثبج » .
( 1 ) [ به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از محمّد فرستادهء خدا ] به پادشاهان عباهله ( 2 ) كه نماز را به پا دارند و زكات را بپردازند . بر چهل گوسفند كه از گياه بيابان بچرند ، زكات واجب است ( 3 ) ؛ ولى گوسفندان ميان دو نصاب زكات ، از آن صاحب آنهاست . به هم آميختن و از هم جدا كردن گوسفندان ، روا نيست ( 4 ) . نيز به زنى دادن بىكابين دو دختر از سوى دو پدر ، يا دو خواهر از سوى دو برادر ، روا نيست ( 5 ) . گردآورندهء زكات نبايد مردم را وادار سازد كه براى گرفتن زكات ، گوسفندان را نزد وى برند ؛ همچنين نبايد مردم آنها را از دسترس گردآورندهء زكات ، دور نگاه دارند . به شتران ميان دو نصاب ، زكات تعلّق نمىگيرد ( 6 ) . فرمانروايان حضرموت وظيفه دارند كه بر دستههاى سپاهيان اسلام ، يارى دهند و به هر ده تن از ايشان ، يك انبان ، توشه دهند . هر كس كشت خود را پيش از زمان بهرورى آن بفروشد ، چنان است كه گويى رباخوارى كرده است ( 7 ) .
( 2 )
روايت دوم :
به فرمانروايان خودكامهء چشم خيرهكننده و چهره برافروخته ( 8 ) :
در چهل گوسفند ، يك گوسفند ميانحال بدهيد : نه لاغر پوست بر استخوان چسبيده و نه بسيار فربه . به دفينه و گنج ، خمس تعلّق مىگيرد . هر كس با دخترى دوشيزه زنا كند ، به او يكصد تازيانه بزنيد و به مدت يك سال ، او را از جايگاه زندگيش دور سازيد ( 9 ) ؛ و هركس با زنى كه شوى كرده و از شوهر خود جدا گشته است زنا كند ، او را با قلوه سنگها به خون آغشته كنيد . در دين ، جايى براى دلسوزى و هراس و پنهانكارى نيست . هر چيز مستىآور ، حرام است . وائل بن حجر ، بر شاهان يمن فرمان خواهد راند .
طبرانى در الصّغير آورده است :
براى وائل بن حجر . . . فرمانى نوشت كه در آن ، از نماز روزه ، ميگسارى ، رباخوارى و جز آنها ، ياد شده بود .
وى متن فرمان را نياورده است . شايد متن آن ، همان است كه اندكى پيشتر ، از آن سخن رفت .
نماز و ربا ، در روايت نخست و مى ، در روايت دوم آمده بود ؛ ولى پيداست كه در هيچ يك از دو روايت ، سخنى از روزه به ميان نيامده است .