دنيا خلاصي يافته از عذاب آخرت أو را نجات حاصل شدني نيست .
اما آنچه گفته : با بعض خدمتكاران آن جناب كه بلال مؤذن بود وبزرگى أو مجمع عليه طوائف أهل اسلام است ، درافتاده وبا أو ذكر مادرش كرده .
پس بدان كه ما أول اين قصه را از كتب أهل سنت نقل كنيم بعد از آن به اظهار تصرفات مخاطب پردازيم ، وقصه مذكوره بنابر آنچه أبو داود در “ سنن “ خود آورده اين است كه :
راوي گفت : من أبو ذر را در ربذه ديدم وبر أو چادر گنده بود وبر غلام أو مانند آن چادر .
مردم گفتند : يا أبا ذر ! اگر چادرى كه به نزد غلام تو است بگيرى وبا چادر خود منضم سازى يك حلّه شود ، وغلام خود را پارچه ديگر بدهى .
أبو ذر گفت كه : من روزى با مردى كه مادرش عجمي بود وعربى نبود گفتگو كردم ، به سبب مادرش أو را سخن ننگ آور گفتم ، أو شكايت من به حضور رسول خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلم نمود ، آن حضرت فرمود : « يا أبا ذر ! به درستى كه تو مردى هستى كه در تو خصلت جاهليت است » ، وگفت : « غلامان شما موجب فضيلت شما هستند وحق تعالى بر شما انعام كرده ، پس كسى كه متابعت شما نكند أو را بفروشيد ، وعذاب نكنيد خلق خدا را » .
ودر روايت ديگران است كه : غلامان شما برادران شمايند هر چه
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 356
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٣٥٦