خواهى كرد به قول عمار در حينى كه گفت أو را پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كه : « كافى بود تو را تيمم ؟ ! » گفت عبد الله بن مسعود : آيا نديدى كه عمر قناعت نكرد به اين قول از عمار ؟ پس گفت أبو موسى : بگذار ما را از قول عمار ، چه خواهى كرد با اين آية - يعنى به قول خداى تعالى شأنه كه در قرآن مجيد فرموده : ( أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً ) ؟ ( 1 ) راوي گفت : پس ندانست عبد الله بن مسعود كه چه گويد در جواب آن ، پس گفت ابن مسعود كه : ما اگر رخصت دهيم ايشان را در تيمم قريب است كه اگر سرد شود بر يكى از ( 2 ) ايشان آب بگذارند آب را وتيمم كنند ، پس أعمش مىگويد كه گفتم من به شقيق كه : مكروه نداشت عبد الله بن مسعود تيمم را مگر به علت مذكور ؟ پس شقيق گفت : بلى .
ودر “ صحيح مسلم “ مسطور است ( 3 ) :
حدّثني عبد الله بن هاشم بن حيان العبدي ، قال : ( نا ) يحيى - يعني ابن سعيد - القطان ، عن شعبة ، قال : حدّثني الحكم ، عن ذرّ ، عن سعيد بن عبد الرحمن ‹ 1862 › بن أبزي ، عن أبيه : أن رجلاً أتى عمر ، فقال : إني أجنبت فلم أجد ماءً ؟ فقال : لا تصلّ ، فقال عمار :
هامش
1 . النساء ( 4 ) : 43 ، والمائدة ( 5 ) : 6 .
2 . قسمت : ( يكى از ) درحاشيه [ الف ] به عنوان تصحيح آمده ودر [ ج ] نيامده است .
3 . قسمت : ( مسطور است ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .