پرش به محتوای اصلی

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحه 261

پدیدآورندگان:

ص۲۶۱
حديث نبوي كه دالّ است بر ولايت قريش ردّ بر أو كرد . پس خلافت مآب در تجويز خلافت براي سالم ومعاذ ، مورد تشنيعات وتفضيحات مثل معاوية وعمرو بن العاص هم گرديده ، فضلا عن غيرهما من فضلاء الصحابة وأكابرهم وفقهائهم المطّلعين على الأسرار المروّجين للآثار . واما امكان توليت جزئيه براي سالم يا استشاره أو در استخلاف كه ابن تيمية ذكر كرده . پس اگر غرض از آن تأويل قول خلافت مآب است ، بطلان آن پرظاهر است كه أو به صراحت تمام تمنّاى استخلاف أو كرده ، والحديث يفسّر بعضه بعضاً . پس مراد از قولي كه علامه حلى - طاب ثراه - ذكر كرده ، نيز عدم اختلاج شك در استخلاف أو باشد نه در ولايت جزئيه واستشاره فيمن يولّي ونحو ذلك . با آنكه وصف حضور جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) وديگر أكابر صحابه ، تمنّاى حضور سالم براي استشاره در توليت واستخلاف كردن ، صريح ترجيح أو بر حاضرين كردن است ، وفيه من الشناعة ما لا يخفى . واما مدح سالم - كه ابن تيمية ذكر كرده - پس دافع اشكال ورافع اعضال نمىتواند شد ، چه بالفرض سالم از خيار صحابه وابرار ايشان باشد ، لكن هرگاه خارج از قريش باشد استخلاف أو جايز نشود .