پس به نظر امعان وانصاف ملاحظه بايد كرد كه اين روايات مقدوحه واخبار مجروحه كه رواة آن به اين فضائح وقبائح موصوف باشد ، چگونه لايق احتجاج واستدلال - خصوصاً به مقابله خصام - مىتواند شد ؟ ! !
نهايت عجيب است كه اخبار دالّه را بر حكم عمر در جدّ به صد قضية مختلفه [ را ] كه رواة آن همه نهايت ممدوح ومقبول وجليل الشأن [ هستند ] مخاطب قبول نمىكند ، وبر ملا حكم به كذب مائه قضية مىنمايد ( 1 ) ; واين روايات را با اين همه فضائح وقبائح بر سر وچشم مىگذارد وعين حق وصواب مىپندارد ! !
لله انصاف بايد كرد واز تعصب بايد گذشت وفرق هر دو مقام بايد دريافت كه فرق ما بين السماء والأرض است .
ونيز مخاطب در باب امامت در حديث : « أنا مدينة العلم » وحديث طير ( 2 ) وأمثال آن ، قدح وجرح آغاز نهاده داد انصاف وتحقيق داده ، حال آنكه قطعاً اين روايات به مراتب بسيار أقوى وأوثق است از اين أكاذيب مجروحه ! ( 3 )
هامش
1 . مراجعه شود به طعن دهم عمر .
2 . تحفه اثناعشريه 212 .
3 . مراجعه شود به عبقات الأنوار بخشهاى مربوط به حديث : « أنا مدينة العلم » وحديث طير .