آن ، موجب ثبوت غلط فهمي ملزِم مىداند ، ونمىداند كه اين عين الزام غلط فهمي به خود است ! چه اگر الزام به مفاد اين روايات به جواب استدلال به آن ، مثبت غلط فهمي وجهل وحمق است ، پس أصل استدلال به آن بالأولى مثبت غلط فهمي وموجب جهل وحمق مخاطب ووالد مخاطب وساير مستدلّين ومحتجّين به آن - كه بسيارى از مشايخ وأساطين دين سنيهاند - خواهد شد !
وغريب تر از اين ، امرى به گوش كسى كمتر خورده باشد كه كسى به روايتي خود استدلال كند ، هرگاه مجيب ، عدم تماميت استدلال حسب آن روايات بيان كند ، مستدل تمسك را به اين روايات در عدم تماميت استدلال ، مثبت غلط فهمي وموجب جهل وحمق گرداند ، وأصل استدلال خود را عين حق وصواب پندارد .
بالجملة ; تاريخ نهى متعه به خيبر از روايت “ موطأ “ خود ظاهر است ، وروايتش از جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) منحصر است در اين روايت ناصّه ، وهمچنين روايات ناصّه بر اين تاريخ .
وبخارى هم سه تا روايات ناصّه بر اين معنا در “ صحيح “ خود آورده .
ودر “ صحيح نسائي “ هم به سه طريق روايت ناصّه بر اين تاريخ مروى است .
وابن ماجة وأحمد بن حنبل هم از روايت ناصّه بر اين تاريخ آورده .
ودر “ مشكاة “ و “ مصابيح “ هم مذكور است .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص١٧٨