تهجين ، منكرين را موسوم ساخته ( 1 ) ; پس اين همه تشنيع وتفضيح ابن حزم را لفظاً باللفظ ، مخاطب در حق خود منطبق نموده كه هم بر انكار اين روايت حقّه صحيحه جسارت كرده ، وهم امرى را كه نزد ابن حزم باطل ومحال است - اعني ايجاب مقاسمه به سبب تمثيل وتصوير - ثابت ساخته ، فليضحك قليلا ، وليبك كثيراً .
نهم : آنكه روايت يزيد بن هارون - كه ابن الملقن وعسقلانى وقسطلانى نقل كردهاند - نيز صحيح السند است كه رواة آن همه أئمة ثقات وفحول اثبات اند ، وأرباب " صحاح سته " سنّيه اجماع واتفاق بر تصحيح رواياتشان دارند ، وآن را در غايت صحت واعلاى درجات وثوق دانسته در " صحاح " خود مىآرند چنانچه بر متتبع ومتفحص پوشيده نيست ، بنابر مزيد توضيح بعض محامد ومناقبشان مذكور مىشود :
اما خود يزيد بن هارون ، پس از أئمة اعلام ومشايخ فخام است ، امام أحمد بن حنبل فرموده كه : أو حافظ متقن الحديث وصحيح الحديث است .
ويحيى بن معين ارشاد كرده كه ثقة است .
وابن المديني گفته كه : از ثقات است ، وبار دگر گفته كه : نديدم مردى را گاهى حافظ تر از يزيد بن هارون .
هامش
1 . قبلا از المحلّى 9 / 295 گذشت .