وَ لا تَكُونُوا
و مباشيد اى مؤمنان
كَالَّذِينَ
مانند آنان كه
نَسُوا اللَّهَ
بگذاشتند امر خداى را چون يهود و منافقان و اهل شرك
فَأَنْساهُمْ
پس خدا فراموش گردانيد بر ايشان
أَنْفُسَهُمْ
نفسهاى ايشان را تا براى آن تقديم خيرى نكردند و گفتهاند در توفيق بر روى ايشان بست و سهل بن عبد اللّه گفته كه بوقت گناه امر خداى تعالى را فراموش كردند خداى تعالى نيز توبه بر ايشان فراموش ساخت
أُولئِكَ
آن گروه
هُمُ الْفاسِقُونَ
ايشانند بيرونرفتگان از راه فرمانبردارى
لا يَسْتَوِي
برابر نيستند نزديك خداى
أَصْحابُ النَّارِ
ياران دوزخ كه نفس خود را خوار ساخته مستحق نار شدند
وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ
و ياران اهل بهشت كه در استكمال نفس كوشيدهاند تا اهليت جنّت حاصل كردند
أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ
ياران بهشت يعنى ساكنان او ايشانند رستگاران يعنى از عذاب جحيم بازرسته و در نعيم مقيم پيوسته
لَوْ أَنْزَلْنا
اگر مىفرستاديم
هذَا الْقُرْآنَ
اين قرآن را
عَلى جَبَلٍ
بر كوهى و آن كوه را فهم و ادراك مىداديم
لَرَأَيْتَهُ
هر آئينه مىديدى او را
خاشِعاً
ترسنده و فرمانبرنده
مُتَصَدِّعاً
شكافته و از هم ريخته
مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
از ترس خداى و از هيبت وعيدى كه در وى هست يعنى كوه به آن بزرگى و سختى اگر قرآن فهم كردى بترسيدى و گردن نهادى و اشك از چشم چشمها روان كردى مگر دلهاى سنگين كافران از ان متأثر نمىشوند بيت
اى دل سنگين تو يك زره سوهانگير نيست * نفس كافر كيش تو از ترك عصيان سير نيست
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ
و اين مثلها
نَضْرِبُها
بيان مىكنيم
لِلنَّاسِ
براى تنبيه مردمان -
لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
شايد كه انديشه كنند در ان بهره بردارند از ان .