تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 1162

مساهمون:

ص١١٦٢
وَ إِنْ طائِفَتانِ
و اگر دو گروه
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
از گرويدگان
اقْتَتَلُوا
كارزار كنند با يكديگر
فَأَصْلِحُوا
پس صلح كنيد
بَيْنَهُما
ميان ايشان به نصيحت و دعوت كنيد ايشان را به حكم خدا و رسول او
فَإِنْ بَغَتْ
پس اگر ستم كند و افزونى جويد
إِحْداهُما
يكى از ان دو طائفه
عَلَى الْأُخْرى
بر آن ديگر و از صلح عدول نمايد و بفرمان خداى راضى نشود
فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي
پس قتال كنيد به آن گروه كه بغى مىكند
حَتَّى تَفِيءَ
تا بازگردند
إِلى أَمْرِ اللَّهِ
به حكم خداى و گردن نهند بر ان
فَإِنْ فاءَتْ
پس اگر بازگردند آن طائفه باغى براى حق و ترك ستم نموده احكام شرع را منقاد شوند
فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما
پس اصلاح كنيد ميان ايشان
بِالْعَدْلِ
به راستى يعنى ميل مكنيد به يك طائفه و از راه حق تجاوز منمائيد
وَ أَقْسِطُوا
و داد كنيد در همه كارها
إِنَّ اللَّهَ
به درستى كه خداى
يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ
دوست دارد عدل‌كنندگان را كه در قول و فعل رعايت بقانون عدالت مىكنند چه مدار كار ملك و دين بر عدل است رباعى
عدل چون لشكريست جان‌افزاى * عدل مشاطه‌ايست ملك‌آراى عدل كن زان كه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادل
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
جز اين نيست كه مؤمنان برادرانند مر يكديگر را در دين چه همه منتسب‌اند با اصل واحد كه آن ايمان است
فَأَصْلِحُوا
پس صلاح آريد
بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ
ميان برادران شما هرگاه كه شقاقى و خلافى واقع شود و تخصيص اخوين بذكر جهت آنست كه اقل جمع كه ميان ايشان مخالف افتد دو كس‌اند يا مراد ابناى اوس و خزرج باشد و ايشان دو برادر بودند
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
و بترسيد از عذاب الهى در مخالفت فرمان او
لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
شايد كه رحمت كرده شويد شما آورده‌اند كه جمعى از بنى تميم استهزاء مىكردند بر درويشان صحابه چون عمار رض و بلال رض و سلمان رض و خباب رض و صهيب رضى اللّه عنهم اجمعين حق سبحانه آيت فرستاد كه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى كسانى كه گرويده‌ايد
لا يَسْخَرْ
بايد كه فسوس نكنند و استخفاف ننمايند
قَوْمٌ
گروهى از شما
مِنْ قَوْمٍ
از گروهى ديگر
عَسى أَنْ يَكُونُوا
شايد كه باشند آنها
خَيْراً مِنْهُمْ
بهتر از استهزاءكنندگان و بعضى از ازواج طاهرات رض ام سلمى رضى اللّه عنهن را بقصر قامت يا صفيه رض را به يهوديت عيب كردند حق سبحانه فرمود
وَ لا نِساءٌ
و نشايد كه زنان استهزا كنند
مِنْ نِساءٍ
از زنان
عَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ
شايد كه باشند آنها كه استهزاء كرده شدند بهتر از استهزاءكنندگان و ثابت بن قيس عيب يكى از صحابه رض گفت از ان نيز نهى آمد
وَ لا تَلْمِزُوا
و عيب مكنيد
أَنْفُسَكُمْ
نفسهاى خود را يعنى اهل دين خود را چه مؤمنان به مثابه نفس واحداند پس هر كه ديگرى را عيب كند خود را عيب كرده باشد مصرعه
عيب هر كس كه كنى هم به تو مىگردد باز
ابو مالك انصارى عبد اللّه بن ابى حديد رض را گفت يا نصرانى او در جواب فرمود يا يهودى خداى تعالى حكم فرمود