و ايراد حديث “ قرب الاسناد “ به اين تقريب ، بعيد از رشاد و قريب به عناد است ، اصلا بر آن - بوجه من الوجوه - دلالتى ندارد ، بلكه آن صريح است در اينكه آن حضرت در جواب سائل از طعام اهل كتاب نهى فرموده و در جواب او گفته : « لا تأكله » ، پس اگر در اصطلاح مخاطب عدم علم ، علم را مىگويند ، فلا مشاحّة في الاصطلاح ، و الا بديهى اولى است كه از اين حديث ظاهر است كه : آن حضرت را اين حكم معلوم بود ، و در جواب سائل ارشاد فرمود .
اما آنچه گفته : و آخر بعدِ تأمل بسيار هم حكم صريح معلوم نشد ، ناچار به احتياط عمل فرمود .
پس حكم صريح از اين حديث - اعنى اجتناب از اكل طعام اهل كتاب به طريق تنزه و كراهت - مستفاد است ، يعنى آن جناب از اكل طعام ممانعت فرمود ، و در آخر تصريح نمود به اينكه : ممانعت از اكل ، به طريق تنزه از اكل است به جهت آنكه در آنيه شان خمر و لحم خنزير مىباشد ، نه آنكه اين ممانعت به جهت حرمت اكل است ( 1 ) .
هامش
1 . و چنان كه گذشت : روايت در قرب الاسناد نبود ، در مصادر ديگر نيز با زياده اى است كه صاحب “ تحفه “ نياورده است !
حضرت در آخر روايت فرمودهاند : « لا تتركه تقول إنه حرام ، و لكن تتركه تنزهاً » .