تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
ويؤيّده أن أول كلامه مشتمل على الفرض والتقدير ، وليس يلزم منه جواز الحكم ، كما يشهد به الفطرة السليمة . ( 1 ) انتهى . اما شبهه اين معنا كه قيد « لو ثُنّي » دلالت بر وضع حديث دارد ، آن جناب هميشه حكم به حق مىفرمود ، ثُنّي له الوسادة أو لم يثنّ . پس ناشى از عدم فهم كلام است ; زيرا كه مراد از كلام معجزنظام جناب على بن ابى طالب ( عليه السلام ) آن است كه : اگر خلق به سوى من رجوع نمايند ، و مرا امام به حق و حاكم مطلق دانسته ، بر منصب افتا و قضا و حكم بين الخلائق متمكن گردانند ، و بر وساده امامت بنشانند ، و مسند خلافت براى من گسترانند ، در ميان اهل تورات به تورات و اهل انجيل به انجيل و اهل زبور به زبور و اهل قرآن به قرآن حكم نمايم ، حاصل آنكه من احق ام به حكم در خلق از ديگران . و اين معنا از كلام حضرت سلمان كه در “ زين الفتى “ نقل كرده به خوبى واضح است ، صاحب “ زين الفتى “ مىآرد كه : هرگاه رأس جالوت آمد ، و سؤالهاى معضله از ابوبكر نمود و او از جوابش عاجز آمد :
هامش
1 . [ ب ] شرح المواقف 8 / 370 ( طبع مصر 1325 ) .