فلمّا حضرتها الوفاة أوصت أن لا يصلّي عليها ، فدفنت ليلا . . ( 1 ) إلى آخره .
و اين روايت دلالت واضحه دارد بر آنكه وصيت حضرت فاطمه ( عليها السلام ) به عدم حضور ابى بكر بر جنازه آن حضرت از جهت آزردگى و عدم رضا بود ، نه بنابر محض تستر و حيا ( 2 ) .
اما آنچه گفته : و ابوبكر به موجب گفته على مرتضى ( عليه السلام ) پيش امام شد ، و نماز بر وى گزارد و چهار تكبير برآورد .
پس كذب محض و افتراى صرف است ، و تكذيب مىكند آن را روايتى كه خود مخاطب آورده ، و به صحت آن اعتراف نموده ، و همچنين روايتى كه آن را مشهور گفته نيز تكذيب آن مىنمايد .
هامش
1 . السقيفة وفدك : 104 ، شرح ابن ابى الحديد 16 / 214 ، الغدير 7 / 229 - 230 .
2 . مراجعه شود به كتاب الهجوم على بيت فاطمة ( عليها السلام ) : 417 - 431 .
مضافاً به اينكه : براى رعايت تستر جنازه حضرت را با تابوت برداشتند و خود مؤلف تحفه نقل كرد كه حضرت زهرا ( عليها السلام ) در مرض موت خود فرمود كه :
« شرم دارم كه مرا بعد از موت بى پرده در حضور مردان بيرون آرند » . . . اسما بنت عميس گفت كه : من در حبشه ديدهام كه از شاخههاى خرما نعشى مانند كجاوه مىسازند ، حضرت زهرا ( عليها السلام ) فرمود كه : « به حضور من ساخته ، به من بنما » ، اسما آن را ساخته به زهرا ( عليها السلام ) نمود ، بسيار خوشوقت شد و تبسم كرد ، و هرگز او را بعد از واقعه آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم خوشوقت و متبسم نديده بودند . مراجعه شود به تحفه اثناعشريه : 281 .