فإن ثبت حديث الشعبي أزال الإشكال . ( 1 ) انتهى .
يعنى : اگر ثابت شود حديث شعبى زائل كند اشكال را ، و مصدّر گردانيدن ابن حجر اين قضيه را به حرف ( إن ) شرطيه دليل است بر اينكه حديث شعبى نزد او ثابت نشده .
و اين قول ابن حجر چنانچه دلالت بر عدم ثبوت حديث شعبى مىكند ، همچنان بر عدم ورود حديثى صحيح در اين باب غير از طريق شعبى نيز مىكند ; زيرا كه اگر به غير از طريق شعبى حديثى صحيح مروى مىبود ، ابن حجر در اين مقام به جهت ازاله اشكال البته ذكر مىكرد .
سوم : آنكه اين ‹ 277 › روايت ، منافى روايت “ صحيح بخارى “ و “ صحيح مسلم “ است كه اهل سنت دعوى اجماع خود بر قبول اين هر دو “ صحيح “ دارند ، پس روايت منافى “ صحيح “ كه غير صحيح است ، چگونه مقبول شود ؟
و آنچه بعض اهل سنت تغافل از صريح الفاظ حديث صحيح كرده ، گفتهاند كه :
مراد آن است كه جناب فاطمه ( عليها السلام ) در مالِ ميراث كلام نفرمود .
پس آن را خود منصفين اهل سنت ردّ كردهاند ، چنانچه ابن حجر در “ فتح البارى “ بعد نقل اين تأويل از ترمذى گفته :
هامش
1 . فتح الباري 6 / 140 .