[ ( عليها السلام ) ] ، و ايستاد بر در او ، در گرمى آفتاب . . . الى آخر ( 1 ) .
غرضش نه اعتماد بر اين روايت است ، بلكه تلميح به ضعف آن است ، پس البته اعتراضى بر او وارد نخواهد شد ، ليكن سخافت عقل مخاطب زياده تر ظاهر خواهد شد كه به روايتى كه خود عبدالحق اشاره به تضعيف آن كرده با وصف آنكه روايات “ صحاح “ تكذيب آن مىكند احتجاج كرده .
اما آنچه گفته : در “ فصل الخطاب “ به روايت بيهقى از شعبى نيز همين قصه مروى است .
پس بدان كه روايت شعبى قابل اعتبار نيست به چند وجه :
اول : آنكه او از دشمنان حضرت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ( عليه السلام ) بوده ، چنانچه در محل خود ثابت شده ، و در نقض باب دوم به معرض گزارش آمد ( 2 ) .
دوم : آنكه شعبى اين روايت به طريق مرسل مذكور ساخته ، چنانچه ابن حجر در “ فتح البارى شرح صحيح بخارى “ تصريح به اين معنا نموده ، و در بيان اشكال غضب حضرت فاطمه [ ( عليها السلام ) ] گفته :
هامش
1 . [ الف ] فصل ثالث باب الفيء من كتاب الجهاد . [ أشعة اللمعات 3 / 481 ] .
2 . اشاره است به كتاب “ تقليب المكائد “ اثر ديگرى از مؤلف در ردّ باب دوم “ تحفه اثنا عشريه “ ، مراجعه شود به مقدمه تحقيق .