لأن الفاسق المرتكب للذنوب لا يصلح للإمامة ، و اگر كاذب بود نيز قابل امامت نباشد ; زيرا كه كاذب فاسق است ، و الفاسق لا يصلح للإمامة .
و لابد شيعه از اين كلام جوابى خواهند گفت ، همان جواب را از طرف اهل سنت در حق ابوبكر قبول فرمايند ، و تخفيف تصديع دهند .
و در اين روايت بعضى از علماى شيعه لفظ ( أقيلوني [ أقيلوني ] ( 1 ) ) نيز افزايند و گويند كه : ابوبكر استعفا مىنمود از امامت ، و هر كه استعفا نمايد از امامت قابل امامت نباشد .
و طرفه آن است كه خود شيعه اعتقاد دارند كه حضرت موسى [ ( عليه السلام ) ] از رسالت و نبوت استعفا كرد ، و به هارون مدافعه نمود ، پس اگر استعفا از ابوبكر در باب امامت - بالفرض - ثابت هم شود ، مثل حضرت موسى [ ( عليه السلام ) ] خواهد بود ، بلكه سبك تر از آن ; زيرا كه استعفا [ از ] ( 2 ) رسالت و نبوت با وجود مخاطبه جناب الهى بلاواسطه سخت قبيح است ، و استعفا از امامت كه به قول شيعه مردم با او داده بودند ، بنابر مصلحتِ وقتى خود - يعنى دفع پرخاش انصار و تهيه قتال مرتدين ‹ 148 › و حفظ مدينه از شر اعراب - و از جانب خدا نبود ، چه باك داشت ; زيرا كه رياستى كه مردم به اين كس بدهند قبول كردن يا دوام و استمرار بر آن نمودن چه ضرور است ؟
و نيز تحمل مشقتهاى امامت و خلافت - هم در دنيا و هم در آخرت -
هامش
1 . زياده از مصدر .
2 . زياده از مصدر .