ضميمه
خلاصهء تقرير امام رازى در موضوع نبوت از مطالب عاليهء امام دانشمند
فصل اول
كسانى كه قائل به نبوت هستند دو فرقهاند ، مذهب يك فرقه آنست كه دليل نبوت معجزه است ، يعنى اگر شخصى مدعى نبوت شد رسيدگى ميكنيم و مىبينيم كه داراى معجزه هست يا نيست ؟ اگر هست پس نبى صادق است . وقتى كه نبوتش از اين راه به ثبوت رسيد هر چه را كه او گفت حق است ما حق خواهيم دانست و هر چه را هم كه باطل ناميد خواهيم گفت باطل است و بايد دانست كه مذهب عام و قديم هم همين است .
فريق ديگر طريقى كه اختيار نموده اين است كه بايد قبلا ما اين را حل كنيم كه حق چيست و باطل كدام است و بعد شخصى را ديديم كه مردم را به حق دعوت مىكند و در دعوتش اين اثر هست كه مردم باطل را ترك كرده و به طرف حق ميروند . اينجا ما پى ميبريم كه او پيمبر بر حق و راستگو است . اين طريقه مخصوصا نزديك بعقل و شبهاتش كمتر است . ما اين طريقه را تحت دقت نظر گرفته و در اطراف آن به تفصيل صحبت خواهيم داشت . ليكن قبلا مقدمات ذيل را ذهننشين خوانندگان مينمائيم :
1 - كمال انسان آنست كه قوهء نظرى و عملى او هر دو كامل باشد . معنى كمال قوهء نظرى اينست كه او را علم بحقايق اشياء باشد ولى بطور صحيح يعنى صورت آنچه كه بتصور او مىآيد درست در همان صورت اصلى و واقعى بيايد و اما كمال قوهء عملى