تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
حق است يا هر كس به اندازه ى كارش نور دارد و آنجا تقاضاى بيشتر مىكند . « وَكُتُبِه » 12 مجمع : كتاب به صورت مفرد هم خوانده‌اند . سخن ما : 1 - آيت پنجم كلمات « مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ » چون كلمه ى مسلمات پيش از مؤمنات گفته شده است نشان ميدهد كه ايمان محدود است نسبت به اسلام و شايد غير از آنچه در مذهب شيعه ايمان را ولايت ميدانند اين آيه بخواهد بفهماند : اسلام حالت تسليم و خوددارى از نافرمانى است كه تمام افراد جامعه ى اسلامى گرچه كسى منافق يا بدكار در نهانى باشد مشمول اسلام است و مسلمان شمرده مىشود . ولى ايمان حالت قلبى و دلدادگى است كه از جان و دل تسليم و سرسپرده ى فرمان حقّ باشد و از اين روى گفته شده است كه شايد خدا زنهاى بهتر از شما براى پيغمبر فراهم كند كه علاوه بر مسلمانى همانند شما ، مؤمن هم باشند و دلشان با پيغمبر باشد نه مانند شما بد خوى كه آزار پيغمبر بخواهند و پشتيبان يكدگر در برابرش شوند . 2 - اين پنج آيه ز آغاز تا بانجام نمايش خاصّيت تضادّى ملك و ملكوتى پيغمبر ( ص ) است كه آدمى است آسمانى و خاكى از يك سوى چون مردمى گرفتار چند زن ديو خوى است كه پيوسته در كمين يكديگرند و براى آزار او كمر بسته‌اند و بيچاره اش كرده‌اند كه تسليم بخواسته هاى آنها مىشود و آنچه خواهند بر خود حرام مىكند و در برابر اين نمودارى و ناچارى ، از آسمان و جهان پشت ديدار آدميان با او سخن مىگويند و ملامتش مىكنند و زنهاى خودخواه و بد رفتارش را تهديد مىكنند و بجاى خود مىنشانند كه هم شما محروم زندگى خواهيد شد و هم از فراتر آسمانها آفريدگانى او را كومك خواهند كرد . 3 - آيت هشتم جمله ى « وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه » به همان گونه كه در آيت پنجم گفتيم شايد بفهماند : هر مؤمن كه با پيغمبر است برستاخيز ، خدا خوارش نميكند ولى اگر فقط مسلمان باشد و مؤمن شمرده نشود در آسودگى از خوارى با پيغمبر نخواهد بود و آنچه از امام فخر نقل كرديم كه اين آيه مىفهماند مؤمن گناهكار